سیره جهادی حضرت مهدى (عج)

چکیده: جهاد مهم ترین راه غلبه دین حق یعنى اسلام بر تمامى ادیان به دست حضرت مهدى (عج ) اسـت . چـیـرگـى اسـلام بـر سـایر ادیان که هدف نهایى جهاد آن حضرت است ، با از بین بـردن حاکمیت شرک و کفر و استقرار حاکمیت دین حق بر سراسر گیتى تحقق مى یابد. در ایـن جـهاد بزرگ و مقدس ، فرشتگان ، مؤ منان و رعب ، سپاهیان و یاوران آن حضرت اند، و جـبـاران و سـتـمـگـران کـافر و فتنه گران منحرف به ظاهر مسلمان ، دشمنان آن حضرت . حضرت مهدى پیش از آغاز جهاد، مردم را به پذیرش دین حق دعوت مى کند و از یاران خویش رعایت احکام شریعت را در طول جهاد با دشمنان مى طلبد. شمشیر نماد جهاد و به کارگیرى سلاح است . جهاد آن حضرت هشت ماه به طول مى انجامد.

از وعده هاى خداى متعال در قرآن کریم ، چیرگى دین حق (اسلام ) بر تمامى ادیان به رغم نـاخـشـنـودى کـافـران و مـشرکان است . این وعـده به بیانى دیگر در کتب آسمانى پیشین نیز آمده است . در آیه ۱۵ سوره انبیاء، خداى مـتـعـال مـى فرماید: وَلَقَدْ کَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ اءَنَّ الاَرْضَ یَرِثُها عِبادِىَ الصـّالِحُونَ؛ و در حقیقت ، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.

بـه بـاور تـمـامـى مـسـلمـانـان ، وعـده یـاد شـده ، بـه دسـت مـردى از سـلاله رسول خدا(ص ) تحقق خواهد یافت ، و به اعتقاد شیعه ، این مرد آسمانى و موعود کسی نیست جـز نـهـمین فرزند از نسل امام حسین (ع )، فرزند امام حسن عسکرى (ع )، حضرت مهدى (عج ) که هم اکنون زنده و از دیده ها غایب است .

بـه دلالت بـرخـى آیـات کـه از مـؤ مـنـان خواسته با کافران حربى بجنگند تا فتنه و شـرک از روى زمـیـن رخـت بـربندد و دین یکسره از آنِ خدا گردد و دلالت روایـت ذیـل ایـن آیات که این مهم در آخرالزمان رخ خواهد داد، و به تصریح بسیارى از روایات مربوط به مهدویت ، جهاد مهم ترین راه غلبه دین حق بر تـمـامى ادیان به دست حضرت مهدى (عج ) است ؛ تا جایى که در برخى روایات ، قیام آن حضرت ، قیام با شمشیر خوانده شده است . ایـنـک سـخـن در ایـن اسـت کـه سـیـره آن حـضـرت در جهاد چگونه است ؟ آیا با سیره جهادى رسول خدا(ص ) و امیر مؤ منان على (ع ) یکسان است یا متفاوت ؟ پرسشهاى فرعى این سؤ ال اصلى از این قرار است : هدف نهایى حضرت مهدى (عج ) از جهاد چیست ؟ به سخن دیگر، مـراد از غـلبـه دیـن اسـلام بـر سـایـر ادیـان چـیـست ؟ سپاهیان آن حضرت کیان اند؟ با چه کسانى خواهند جنگید و چگونه و با چه ابزارى و در چه مدتى ؟

ایـن نـوشـتـار بـر آن است تا به اختصار به این پرسشها پاسخ دهد. پیش تر بیان این نـکـتـه بـایـسـتـه اسـت کـه سـیـره جـهـادى حـضـرت مـهـدى (عـج ) بـرخـلاف سـیـره جـهادى رسـول خـدا(ص ) و امـیـر مـؤ منان (ع )، هنوز واقع نشده است ، و از همین رو اخبارى که از آن حکایت کرده اند، همه زوایاى آن را روشن نکرده اند.
۱. هدف جهاد حضرت مهدى (عج )

پرسش اساسى در سیره جهادى حضرت مهدى (عج )، چگونگى غلبه دادن دین حق بر سایر ادیـان اسـت . آیـا ایـن چـیـرگـى بـا مسلمان کردن پیروان ادیان دیگر اعم از وحیانى و غیر وحیانى با قدرت شمشیر تحقق مى یابد؟ به دیگر سخن ، آیا حضرت مهدى (عج ) با جهاد فـراگـیـر خـویش در پى آن است که غیرمسلمانان را مسلمان کند و اگر عده اى از پذیرفتن اسـلام سـر باز زدند، از صحنه گیتى براندازد تا جز پیروان دین اسلام باقى نمانند؟ از قـضا پاره اى از روایات چنین محتوا و مضمونى دارند، از جمله : از امام کاظم (ع ) درباره آیـه ۸۳ سـوره آل عـمـران سـؤ ال شـد، حـضـرت فـرمـود: ((ایـن آیـه دربـاره قـائم نـازل شـده اسـت کـه یـهـود و نـصارى و ستاره پرستان و بى دینان و مرتدان و کافران شرق و غرب عالم را از پناهگاههایشان بیرون مى کشد و اسلام را به آنها عرضه مى کند، آن گـاه هـر کس به میل خود اسلام آورد او را به نماز و پرداخت زکات و انجام آنچه بر یک مـسـلمـان واجـب اسـت امر مى کند و اگر اسلام نیاورد گردنش را مى زند تا در شرق و غرب عـالم جـز موحّد خداپرست کسى باقى نماند)). در روایـت دیـگـر آمـده : ((چـون مـهـدى قـیـام کـنـد، جـزیه بـرداشـتـه مـى شود و غیر مسلمانى نماند. او مردم را با شمشیر به دین خدا دعوت کند، هر کـس نـپـذیـرد، گـردن زنـد و هـر کـس سـرکـشـى کـنـد، خـرد سازد)). در روایت دیـگـر، زراره بـن اَعـْیـَن گـویـد: از امـام بـاقـر(ع ) پـرسـیدم : آیا قائم با مردمان مانند پـیـامـبـر(ص ) رفـتـار کند؟ فرمود: ((هیهات ، هیهات ، پیامبر با ملایمت با مردم رفتار مى کرد و مى کوشید تا محبت مردم را در راه دین جلب کند و تاءلیف قلوب نماید، اما قائم ما با شـمـشـیـر و قـتـل بـا مـردم روبـه رو شود. خدا به او این گونه امر کرده است که بکشد و توبه اى از کسى نپذیرد. واى به حال کسى که با مهدى بر سر ستیز آید)).

بـه رغـم ایـن روایات ، پاسخ پرسش مذکور منفى است ، زیرا به صراحت برخى آیات ، تحمیل عقیده و ایمان ـ گرچه حق باشد ـ از آن رو که امرى قلبى و درونى است ، ناشدنى است . تحمیل ظاهرى اسلام نیز هرچند ممکن است و مى توان به زور، کسى را وادار به گفتن شـهـادتـیـن نـمود، اما خداى متعال آن را اراده نکرده است . در آیه ۹۹ سوره یونس خطاب به رسول خدا(ص ) آمده است : ((اگر پروردگارت مى خواست ، بى گمان هر که در زمین است ، هـمـه یـکـسر ایمان مى آوردند. پس ، آیا تو مردم را ناگزیر مى کنى که ایمان آورند؟)) آنـچـه خـداى مـتـعـال اراده کـرده ایـن اسـت کـه آدمـیـان در پـرتـو هـدایـت رسول خدا(ص )، خود به اختیار و با آگاهى دین حق را برگزینند. البته تهدید و انذار نـیـز فـرمـوده که اگر کسانى با سوء اختیار و از روى عناد از پذیرفتن دین حق سر باز زنـنـد، در آخـرت دچـار عـذابى سخت و دردناک خواهند شد. از ایـن رو، هـدف جـهـاد حـضـرت مـهـدى (عـج ) هـمـچـون هـدف جـهـاد رسـول خـدا(ص ) تـحـمـیـل اسـلام بـا قـدرت سلاح و شمشیر و مراد از چیرگى دین حق بر سایر ادیان ، مسلمان کردن غیر مسلمانان از راه زور نیست .

البـتـه ایـن حـقیقت با این مطلب که در آخرالزمان اکثریت نزدیک به همه ساکنان زمین ، به اخـتـیـار و با آگاهى به دین حق گرایش پیدا مى کنند و مسلمان مى شوند، نه تنها منافات نـدارد، بـلکـه بـا چـیـرگـى دیـن حـق بـه مـفـهومى که پس از این خواهد آمد، زمینه گرایش غیرمسلمانان به آن فراهم مى شود.

مـفـهوم دیگر غلبه دین حق بر سایر ادیان با جهاد، از میان برداشتن حاکمیت شرک و کفر و سـتـم ، و اسـتـقـرار حاکمیت دین حق در سراسر گیتى است . معناى استقرار حاکمیت دین حق در پـهـنـه گـیـتـى ، تـشـکـیـل حـکـومـتـى جـهـانـى بر اساس تعالیم و آموزه هاى قرآن و سنت رسـول خـدا(ص ) و پـیـشـوایـان معصوم (ع ) و جارى شدن احکام اسلامى و قوانین و مقررات مـنـطـبق با شرع و موازین اسلامى در همه زمین است . آیاتى چند بر این معناى غلبه دین حق دلالت دارنـد، از جـمـله آیـه ۵۵ سـوره نـور. خـداى مـتـعـال در ایـن آیـه بـه مـؤ مـنـان وعـده داده اسـت کـه دین مورد پسند آنان یعنى اسلام را در سراسر گیتى حاکم فرماید. مراد از ((تمکین دین )) در عبارت ((وَلَُیمَکِّنَنَّ لَهُم دینَهُمُ الَّذِى ارتـَضى لَهُم )) به قرینه آیات بسیارى که این ماده در آنها به کار رفته ، استقرار حاکمیت دیـن اسـلام اسـت نـه صـرف گـسـتـرش آن در میان افراد. همچنین در آیه ((وَقاتِلُوهُم حَتّى لاتـَکـُونَ فـِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدّینُ لِلّه )). جهاد تا رفع فتنه واجـب شـده اسـت . مـعـنـاى فتنه به گفته برخى مفسران به قرینه ((ویکون الدین للّه )) شـرک اسـت . از آنـجـا کـه تـحـمـیـل اسلام بر مشرکان مردود است ، مراد از ((یکون الدین للّه )) استقرار حاکمیت اسلام اسـت . در آیـه جـزیـه نـیـز کـه غـایـت حـکـم جـهـاد بـا اهـل کـتـاب ، پـرداخـت جـزیـه بـا حـالت خـضـوع است ، ((عَنْ یدٍ)) کنایه از قدرت و سلطه مـسـلمـانـان و ((هـُمْ صـاغـِرون )) کـنـایـه از پـذیـرش ‍ حـاکـمـیـت دیـن اسـلام از سـوى اهل کتاب است .

هدف نهایى جهاد حضرت مهدى (عج )، استقرار حاکمیت دین حق در سرتاسر جهان است ، همان هـدفـى کـه رسـول خـدا(ص ) بـا جـهـاد خویش ، در سرزمین حجاز تحقق بخشید. در روایات مـربوط به حضرت مهدى (عج ) آمده است که آن حضرت شهرهاى شرک و دژهاى گمراهى را درهم خواهد کـوبـیـد و زمـیـن را از سـتـم پـاک خواهد نمود و شرق و غرب عالم را فتح خواهد کرد. هـمـچـنـیـن آمـده اسـت کـه آن حـضـرت هـمـچـون رسـول خـدا(ص ) بـا اهـل کـتـاب بـا مـسـالمـت رفـتـار خـواهـد کـرد و اهـل کـتـاب بـا خـضوع به او جزیه خواهند پرداخت .تمامى این روایات گـواه آن اسـت کـه هـدف نـهایى جهاد آن حضرت ، استقرار حاکمیت اسلام در سراسر گیتى است .
۲. سپاهیان حضرت مهدى

پـرسـش دیگر درباره سیره جهادى حضرت مهدى (عج ) این است که سپاهیان آن حضرت چه کـسـانـى اند. در روایتى از امام صادق (ع ) پاسخ این پرسش نهفته است که حضرت مهدى (عـج ) را سـه سـپاه یارى مى دهند؛ سپاه فرشتگان ، سپاه مؤ منان و سپاه رعب .

۱ ـ ۲. سـپـاه فـرشـتـگـان : در روایـت آمـده کـه خـداى مـتـعـال مهدى (عج ) را با سه هزار فرشته یارى مى کند. نیز آمـده کـه جـبـرئیـل جـلودار و میکائیل عقب دار لشکر او هستند. در بـرخـى روایـات نـیـز آمـده کـه جـبـرئیـل در سـمـت راسـت و مـیـکـائیـل در سـمت چپ او قرار دارند. در اینکه فرشتگان الهى چگونه آن حـضـرت را یـارى مـى کـنـنـد، چـنـد احـتـمـال وجـود دارد کـه احـتـمـال صـحـیـح آن است که فرشتگان الهى ، روح ایمان ، شجاعت و حماسه و ایثار را در قلب و جان مجاهدان و یاوران آن حضرت مى دمند و عزم آنان را در جهاد با دشمنان راسخ ‌تر و اسـتـوارتر مى گردانند، همچنان که روحیه و عزم دشمنان را ضعیف و سست مى کنند. در قـرآن کـریـم آمـده اسـت کـه فـرشـتـگان الهى مجاهدان مؤ من را در جـنـگـهـاى بـدر، احـزاب و حـنـیـن یـارى رسـانـدنـد و این یارى ، دادن بشارت به آنان و آرامش بخشیدن به دلهاى آنان بود.

۲ ـ ۲. سـپـاه مـؤ مـنان : افزون بر سپاه فرشتگان و سپاه رعب که امداد غیبى به شمار مى آیـنـد، مؤ منان نیز حضرت مهدى (عج ) را یارى مى کنند. قیام جهانى آن حضرت صرفا با امداد غیبى و بدون بهره گیرى از اسباب و عوامل فیزیکى ـ که نیروى انسانى پرتوان و کـارآمـد از مـهـم تـریـن آنـهـا بـه شـمـار مـى رود ـ بـه ثـمـر نـمـى نـشـیـنـد، چـنـان کـه رسـول خـدا(ص ) نیز در جهاد با مشرکان افزون بر امداد غیبى از توان مجاهدان مؤ من سود بـرد، هـرچـنـد ایـن تـوان نـیـز بـه نـوعـى تـاءیـیـد و امـداد الهـى بـود. خـداى مـتـعـال بـه پـیـامـبـر(ص ) مـى فـرمـایـد: هـُوَالذّى اءَیَّدَکَ بـِنـَصـْرِه وَبـِالْمـُؤ مـنـیـنـَ (انفال : ۶۲)؛ همو (اللّه ) بود که تو را با یارى خود و مؤ منان نیرومند گردانید.

در روایـت آمـده کـه حـضرت مهدى (عج ) پس از ظهور در نخستین سخنرانى هاى خود، در کنار اسـتـمـداد از خـداى متعال ، از مردم و مسلمانان یارى مى طلبد. در پـى ایـن فـراخوانى است که ابتدا ۳۱۳ نفر ـ به تعداد مجاهدان جنگ بـدر و نیز کسانى که از امتحان ننوشیدن آب سربلند بیرون آمدند و با طالوت به جنگ جـالوت رفـتـند ـ معجزه گونه پیرامون او گرد مى آیند و به نداى یارى خواهى او لبیک مى گویند. این عده ، یاران خاص ‍ آن حضرت و بنیان و اساس و فـرمـانـدهان سپاه مقتدر اویند. در روایت آمده که پس از یاران خاص ، ده هزار نفر از نقاط مختلف جهان گرد او حلقه مى زنند تا یارى اش کنند.

مـجـاهـدان حـاضـر در رکـاب حـضرت مهدى (عج )، مردانى مؤ من ، استوار، صبور، نیرومند و خستگى ناپذیرند. امام صادق (ع ) در وصف آنان فرموده است : ((حضرت مهدى مردانى دارد که گویا دلهاشان پاره هایى از پولاد است که اندک تردیدى در آنها راه ندارد. در راه خدا سـخت تر از صخره اند. اگر بر کوهها یورش برند، آنها را از جاى بر کَنند… شبها را بـه عـبـادت سـپـرى مى کنند و صبحگاهان سوار بر اسبان خویش اند. زاهدان شب و شیران روزنـد. نـسبت به آن حضرت سخت فروتن و اطاعت پذیرند. آنان همچون مشعلهاى فروزان انـد و دلهـاشـان مـانـنـد قندیل هایى از نور است . تنها از خشیت الهى در هراس اند و همواره آرزوى شهادت در راه خدا را در سر دارند… خدا با آنان امام حق را یارى مى کند)). در روایـت دیـگـر آمـده : ((چـون قـائم مـا قـیـام کـنـد، خـداى مـتـعـال بـیمارى و ناراحتى را از شیعیان ما مى برد و دلهاشان را همچون پاره هاى آهن قرار مـى دهـد و تـوان هـر مـردى از آنـان را بـا تـوان چهل مرد برابر مى گرداند)). در روایت دیگر آمده : ((چون امر ما واقع شود و مهدى ما قیام کند، هر یک از شـیعیان ما از شیر شجاع تر و از نیزه بُرّاتر و کارى تر خواهد شد)). بـه لحـاظ سـنـى ، اکـثـر یـاران حـضـرت مـهـدى (عـج ) جـوان انـد و افـراد کـهنسال ، نادر. در روایت آمده که آن حضرت براى انتخاب یاران خویش ، آنان را مى آزماید.

۳ ـ ۲. سـپاه رعب : رعب به معناى ترس شدید از جنودى است که به شهادت برخى آیات ، رسـول خـدا(ص ) و مـجـاهـدان صـدر اسـلام را در جـهـاد بـا مـشـرکـان و کـافـران نـصـرت بخشید، و بـه گـواهـى روایـات مـتعدد، حضرت مهدى (عج ) و یارانش را یارى خواهد کرد. بنا بر یکى از این روایات ، رعب به اندازه مسافت یک ماه از پیش و پس و راست و چپ آن حضرت حرکت مى کند و بر دل دشمنانش افکنده مى شود. ایـن روایـات نـشـان مـى دهـد کـه بسیارى از دشمنان حضرتش با سلاح رعب تـوان رویـارویـى را از کـف مـى دهـنـد و از پـا مى افتند، هرچند به سلاحهاى پیشرفته و پیچیده مجهز باشند.
۳. دشمنان حضرت مهدى (عج )

پاسخ این پرسش که حضرت مهدى (عج ) با چه کسانى خواهند جنگید، این است که کسانى کـه در راه اسـتـقرار حاکمیت دین بر سراسر گیتى بایستند، آماج شمشیر آن حضرت قرار خواهند گرفت و از صحنه روزگار محو خواهند شد. بنا بر آنچه در روایات آمده ، اینان دو دسـتـه اند؛ دسته نخست ، جباران و ستمگران اند که با تکیه بر ثروت و قدرت خویش ، حـاکـمـیـت کـفـر و شـرکـت و گـمـراهـى را در دسـت دارنـد و جـز سـتـم و جـنـایـت و پایمال کردن حقوق انسانها پیشه اى ندارند. در روایت آمده که ((هیچ ستمگرى باقى نمى مـانـد مـگـر اینکه به دست آن حضرت هلاک مى شود)). دسته دوم ، حـاکـمان و گروه هاى به ظاهر مسلمان اند که سخت منحرف و مستبد و جنایت پیشه اند، هـمـان فـتنه گرانى که آیات قرآن کریم را بر اساس تمایلات و هواهاى نفسانى خویش تـفـسـیـر و تاءویل مى کنند و تنها خویش را مسلمان مى پندارند، و دیگران را کافر. اینان هـمچون خوارج با دست آویز قرار دادن قرآن صامت ، با قرآن ناطق (حضرت مهدى ) احتجاج مـى کـنـنـد. در روایـت آمـده کـه ((قـائم (ع ) در جـهـادش بـا چـیـزى بـرخـورد مـى کـنـد کـه رسـول خـدا(ص ) برخورد نکرد، زیرا رسول خدا(ص ) به جنگ کسانى رفت که سنگ کنده کـارى و چـوب تـراشـیده شده را مى پرستیدند، ولى کسانى بر قائم خروج مى کنند که کـتـاب خـدا را بـر او تـاءویـل مـى نـمـایـنـد و بـه اسـتـنـاد آن بـا وى مـى جـنـگـنـد)). از روایـات اسـتـفـاده مى شود که حضرت مهدى (عج ) حـرکـت جـهـادى خـویـش را با جنگ با فتنه گران منحرف مى آغازد و ابتدا فتنه را در جهان اسـلام خـامـوش مـى کـنـد و فـتنه گران را از سر راه بر مى دارد، آنگاه به سراغ حاکمان شـرک و کـفـر مـى رود. آن حضرت در خـشـکـاندن ریشه فتنه و نابودى فتنه گران چنان مصمم و قاطع است که بسیارى از همین فـتـنـه گـران مـى گـویـنـد کـه او از آل مـحـمـد نـیـسـت ، اگـر از آل محمد بود، حتما رحم و شفقت مى ورزید. از این رو، آنچه در روایـات دربـاره قـتـل و کـشـتـار بـه دسـت حـضرت مهدى (عج ) آمده ، مربوط به انسانهاى ستمگر، منحرف و فتنه گرى است که در برابر حاکمیت دین حق سر فرود نمى آورند، اما تـوده هـاى مـسـتـضـعـف خواه کافر یا مسلمان ، نه تنها سهمى از شمشیر آن حضرت ندارند، بـلکـه در پـرتو لطف و شفقت و عدالت گسترى و حق محورى اش ، از ظلم و ستم و انحراف رها و فوج و فوج وارد دین خدا مى شوند و به رستگارى مى رسند.
۴. چگونگى جهاد حضرت مهدى (عج )

از آنـجـا کـه جـهـاد مـنـهـاى دعـوت به پذیرش دین حق و تمکین در برابر آن مشروع نیست ، حـضـرت مـهـدى (عج ) نیز پس از ظهور و پیش از دست بردن به شمشیر، مردم جهان را به دیـن حـق فرا مى خواند. از امام سجاد(ع ) نقل شده که حضرت مهدى پس از قیام مى فرماید: ((اى مـردم ، مـن فـلانـى فـرزند فلانى هستم ، من پسر پیغمبر خدا هستم ، شما را به همان چیزى دعوت مى کنم که پیامبر خدا شما را به آن فرا خواند)). در روایت دیگر آمده ((مردم ! پایان جهان و فرجام آن نزدیک شده و دنیا جدایى خویش را اعـلان کـرده اسـت . مـن شـمـا را بـه سـوى خـداى یـکـتـا و پـیـام آورش ، مـحـمـد(ص )، و عـمل به کتاب او و نابودى باطل و احیاى سنت فرا مى خوانم )).

هـمـچـنـیـن از برخى روایات استفاده مى شود که بناى حضرت مهدى در جهاد با دشمنان این اسـت کـه خـون کـسـى به ناحق نریزد و حریم بى گناهى شکسته نشود و خانه اى ویران نـگـردد و بـه طـور کـلى احـکـام شـریـعـت رعـایـت گـردد و هـیـچ حـقـى از صـاحـب حـقـى پـایـمـال نـشود. در روایتى آمده که ((آن حضرت از یارانش بیعت مى گیرد که دزدى و زنا نـکـنـند و مسلمانى را دشنام ندهند و نفس محترمى را نکشند و حریم محترمى را هتک و منزلى را ویـران نـکـنـنـد)). در روایت دیگر آمده که فرمان آن حضرت در جنگ با فتنه گران به ظاهر مسلمان این است که ((هر کس را که فرار کرده و دست از مقاومت کشیده است نکشید، مجروحان را آسیبى نرسانید)). البـتـه روایاتى با این مضمون نیز وجود دارد که سیره حضرت مهدى (عـج ) در جـنـگ بـا بـغـات و فـتـنـه گـران بـا سیره حضرت على (ع ) تفاوت مى کند. در روایـتـى از قـول على (ع ) آمده است : ((براى من کشتن فرارى و مجروح جایز بود، اما آن را بـراى سرنوشت یارانم ـ که اگر [پس از من در جنگ ] مجروح شدند، [به استناد سیره من ] کـشـته نشوند ـ ترک کردم ، اما براى قائم [چون چنین مصلحتى وجود ندارد] کشتن فرارى و مجروح جایز است )).
۵ . سلاح و مدت جهاد حضرت مهدى (عج )

در روایات از شمشیر به عنوان سلاح حضرت مهدى (عج ) در جنگ با دشمنانش بسیار سخن رفـتـه اسـت . در ایـنـکـه واژه شـمـشیر در این روایات در معناى حقیقى به کار رفته یا نه اختلاف است . برخى معتقدند که شمشیر، نماد و رمز جهاد و کاربرد سلاح است . از این رو، مـعـنـاى ایـن روایات این نیست که آن حضرت در آخرالزمان از شمشیر استفاده مى کند، بلکه سلاحهاى متعارف عصر ظهور را به کار مى برد. علت کاربرد این واژه در روایات ، رعایت سـطـح فـکرى و فرهنگى مردم عصر صدور این روایات است ، زیـرا آنـان سـلاحـى جز شمشیر نمى شناختند و پیشگویى سلاحهاى عـصـر ظـهـور بـراى آنـان قـابـل فهم و درک نبود. برخى دیگر برآن اند که از ظاهر این روایـات بر مى آید که خداوند اراده کرده که حضرت مهدى (عج ) را همان گونه یارى کند کـه پـیـامبران پیشین و رسول خدا(ص ) را یارى کرده است . از این رو، هر چه در خدمت آن ها بـوده ، در خـدمـت آن حـضرت هم خواهد بود و بنابراین چاره اى نیست جز اینکه بگوییم که آلات و ابـزارهـاى مـعـمـول و رایـج در زمـان مـا و یـا وسـایـل و تـجـهـیـزات جـنـگـى پـیـشـرفـتـه تـرى کـه در آیـنـده سـاخـتـه مـى شـود، بـه علل معنوى یا ظاهرى که بر ما پوشیده است ، در زمان ظهور بدون استفاده خواهند ماند و از رونـق خواهند افتاد. اما اینکه جهاد آن حضرت چه مدت به طول مى انجامد، بیشتر روایات هشت ماه را ذکر کرده اند.
نتیجه گیرى

انـقـلاب و قـیـام جـهـانـى حـضـرت مـهـدى (عـج ) هـمـچـون بـعـثـت رسول خدا(ص ) بدون جهادى سخت و نفس گیر به سامان نمى رسد. به دیگر سخن ، جهاد آزمـونـى اسـت دشـوار که فرا راه مردمان عصر ظهور است ، چنان که مردمان عصر بعثت نیز بـا جـهـاد در راه خـدا امـتـحـان شـدنـد. نـیـروهـاى مـسـلح مـا اگـر مـشـتـاقـانـه از خـداى متعال مى خواهند که ظهور آن منجى بزرگ را درک کنند و در خدمت آرمان بلند او قرار گیرند و از یـاوران او بـاشـنـد، بـایـد روز بـه روز بـر آمـادگـى مـعـنـوى و روحـى و رزمـى و تـسـلیـحاتى خویش بیفزایند، زیرا آمادگى همه جانبه براى کارزار با دشمنان ، فرمان جـاودان قـرآن کـریـم بـه هـمـه مـؤ مـنـان در هـمـه عـصـرهـاسـت .

نویسسنده : علی تقی زاده اکبری

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *