پنل علمی تخصصی ارائه مقالات

نخستین گردهمایی سراسری مئیریت جهادی – اسفندماه ۱۳۹۳

پنل علمی تخصصی ارائه مقالات

پنل اول : آقایان دکتر اسماعیلی گیوی و میلاد شماعی کوپائی
از زمان پیدایش دانش مدیریت تاکنون، نظریات بسیاری یکی پس از دیگری ارائه شدند ولی متأسفانه هیچ کدام با فلسفه‌ی خلقت که رشد و تعالی انسان و عدالت بوده منطبق نیستند. غالب آنها بر مبنای اقتصاد و مادیات بنا شده‌اند. اگر در جایی از فرهنگ و آموزش هم صحبت شود در راستای رسیدن به اهداف اقتصادی بوده است. نظام ارزشی هر شخص، بنیان فکری او را شکل می‌دهد. نگاه انسان شناختی، هستی شناختی و معرفت شناختی هر شخص تعیین‌کننده‌ی نحوه تصمیم‌گیری و مدیریت اوست. مسئولان حکومتی و دولتی ما باید نگاه توحیدی و اسلامی در مدیریت خویش به دست آورند. در این تحقیق از روش داده بنیاد استفاده شده است. این شیوه، ریشه در داده‌ها دارد. بر خلاف تکنیک‌های کمّی که مدل مفهومی ابتدایی را در نظر می‌گیرند و آزمون و خطا برای اثبات یا رد فرضیات می‌کنند، در روش‌های کیفی، بخصوص داده بنیاد به داده‌ها تکیه می‌کنند و پیشفرض‌های اولیه را کنار می‌گذارند. در انتها خودشان نوعی مدل مفهومی ارائه می‌دهند و به نظریه می‌رسند.
این پژوهش از نظر روش شناسی، کیفی به حساب می‌آید؛ جهت‌گیری بنیادی دارد و رویکرد آن استقرا یعنی رسیدن از جزء به کل می‌باشد. چون درک عمیقی از مدیریت جهادی وجود نداشت، موضوع ما اکتشافی محسوب می‌شود. استراتژی را داده بنیاد قرار داده‌ایم. روش گردآوری داده‌ها مصاحبه بوده است.
در نظریه‌ی داده بنیاد، مصاحبه‌ها هدفمند و به صورت «نیمه رهنمودیافته» انجام می پذیرند. در این پژوهش با ۱۱ منبع مصاحبه شونده صحبت شده است. سپس گفته‌هایشان مکتوب شد. رئیس سازمان انرژی اتمی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین، جانشین سازمان بسیج و سایر اشخاصی که سابقه‌ی جهادی داشتند و مقالات و سخنرانی‌های مرتبط با موضوع ارائه می‌دادند مورد مصاحبه قرار گرفتند.
در ادامه این سؤال مطرح می‌شود که مصاحبه باید تا کجا ادامه یابد؟! نمونه‌گیری و مصاحبه‌های این روش تا جایی استمرار می‌یابد که به کفایت نظری (اشباع) برسیم یعنی هیچ مقوله‌ی جدیدی در صحبت مصاحبه شوندگان محترم ارائه نگردد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات خود از نرم‌افزار MaxQ2 استفاده کردیم. در شیوه‌های کیفی، سه نرم‌افزار معروف وجود دارد: MaxQ2, EMI و SDM که ما از MaxQ2 بهره بردیم زیرا نرم‌افزاری پیشرفته با دقت و سرعت بالاست.
این روش تحقیقی سه مرحله دارد: کدگذاری باز، کدگذاری محوری، و کدگذاری انتخابی! کدگذاری باز به این صورت است که تمام صحبت‌های مصاحبه شوندگان را خط به خط می‌خوانیم و از بین آنها یک نشانه بر هر جمله اطلاق می‌کنیم. فرضاً رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفته‌اند: «یکی از خصوصیاتی که مدیریت جهادی دارد این است که فاصله‌ای بین خودش و نیروهایش نیست. یعنی در بطن نیروها هست و حسش می‌کند». این جمله نشان‌دهنده‌ی «عدم فاصله بین نیروها و مدیر» می‌باشد.
بالغ بر ۱۵۰ صفحه مصاحبه را کدگذاری کردیم. ۶۲۵ کد احصا گشت. در مرحله‌ی بعدی به مفاهیم و مقوله‌هایی رسیدیم. نشانه‌ها مفاهیم را ساخته‌اند و مفاهیمی که هم معنی بودند ولی ظاهر متفاوتی داشتند «مقوله‌ها» را شکل می‌دادند.
از ۶۲۵ کد، ۱۰۱ مفهوم ساخته شد. از ۱۰۱ مفهوم، به ۴۳ مقوله رسیدیم. به عنوان مثال مقوله امانتداری مطرح شده که از دو مفهوم «امانتداری مدیر» و «رعایت بیت‌المال» تشکیل شده است. هر کدام از این مفاهیم از کدهای باز خبرگان به دست می‌آمد. پس از این که مقوله‌ها ساخته شد باید آنها را با توجه به ویژگی‌هایشان دسته‌بندی و بعدبندی کنیم تا به کدگذاری محوری برسیم.
کدگذاری محوری با رهیافت نظام‌مند «استراوس-کوربین» انجام می‌گیرد و ۶ محور دارد. هر کدام از آنها یکی از ابعاد را می‌سازد. بُعد «ارزش و نگرش» شامل ۵ مقوله است که به صورت خیلی اتفاقی ما را متوجه کرد، ارزش مدل دقیقاً یکسان با اصول دین است. بدون هیچ پیشفرضی به این ارزرش‌ها رسیدیم: آخرت‌گرایی، اعتقاد به غیب، جهان‌بینی توحید، حق مداری، عدالت مداری، ولایت‌گرایی! این ابعاد ارزش، شامل شرایط عِلّی است یعنی شرایطی که بر آن مقوله‌ی محوری اثر می‌گذارند! به عنوان مثال یکی از مصاحبه شوندگان اینطور گفته‌اند: «ما وقتی که قیامت، خدا، پاداش اخروی و اینها را جلوی چشم می‌آوریم این اعتقاد خیلی کمک می‌کند به شکل‌گیری مدیریت جهادی». در واقع اشاره به آخرت‌گرایی دارد.
مرحله‌ی دوم شرایط علّی مربوط به بعد نگرش است که شامل اخلاص، توکل به خدا، تکلیف مداری، مواسات و خیلی مقوله‌های دیگر می‌شود. نمونه صحبت‌هایی که بر آنها صحه گذاشته‌اند اینچنین است: «شهدا و امام هیچ توقعی از هیچ کس نداشتند و فقط به تکلیفشان نگاه می‌کردند. گاهی نصف شب بلند می‌شدند و کفش‌های گِلی شده‌ی پرسنل و دسته را واکس می‌زدند». این نشان‌دهنده‌ی اخلاص آنهاست.
بعد رفتاری مقوله‌ی محوری ما به حساب می‌آید. شامل ۱۶۴ کدِ باز و ۱۲ مقوله است. به این دلیل محوری نامیده می‌شود که اغلب مطالب، حول این محور می‌چرخد و زیادترین فراوانی را دارد. یکی از خبرگان اینگونه می‌گوید: «شهید شهریاری این کار را کرد و حدود ۱۰ نفر را هم آموزش داد. چقدر گرفته باشد خوب است؟ هیچ! حتی جوری با شما رفتار می‌کرد که شما جرأت بیان این را نداشتید». این یعنی کار بدون چشمداشت و فعالیت خالصانه!
بعد دیگر، راهبرد است. راهبرد، کنش‌ها و بر هم کنش‌هایی را می‌گویند که از مقوله محوری خارج شوند. مصادیقی که خبرگان محترم گفته‌اند در جملات رو‌به‌رو می‌بینید. بعد بعدی فرهنگ جهادی است یعنی زمینه و شرایطی که اهمیت خاص دارد. بدین معنی که مصاحبه شوندگان می‌گفتند «اگر این شرایط نباشد، اصلاً مدیریت جهادی محقق نمی‌شود. جامعه باید بستر انجام آن را داشته باشد». خیلی از ائمه و انبیا هم نتوانستند مدیریت و حکومتی شکل دهند زیرا زمینه و بستر جامعه فراهم نبود. امام علی (ع) حکومت تشکیل دادند چون پذیرش مردمی شکل گرفته بود.
بعد دیگر مربوط به «شرایط مداخله گر» است که در ساختار مدیریت جهادی قرار می‌گیرد. شامل مدیریت مشارکتی؛ نفی بروکراسی افراطی؛ پویایی و انعطاف؛ و سازماندهی راهبردی.
اکنون پیامدها را در قالب مدل پارادایمی مدیریت جهادی توضیح می‌دهم. در شرایط فعلی، ارزش و نگرش مدیر بر مقوله‌ی محوری که همان رفتار جهادی است اثر می‌گذارد. این همان Input به حساب می‌آید. فرایند را به عنوان «راهبرد» می‌نامیم. زمینه و شرایط مداخله‌گر بر آن تأثیر می‌گذارد. خروجی‌هایمان تعالی آحاد جامعه و تسهیل عدالت اجتماعی خواهد بود.
کدگذاری انتخابی، آخرین مرحله است. پژوهشگر خط داستانی را پیش می‌گیرد و کاری که انجام داده در قالب یک روایت بیان می‌کند. بدین ترتیب به نظریه مدیریت جهادی می‌رسد. پس از اتمام رسالت مقاله، مدل پارادایمی خود را معرفی کرده‌ایم. اکنون داریم تحلیل‌های اضافه‌ای را انجام می‌دهیم. ابعاد مدیریت جهادی شامل دو سطح فرد و سازمان جهادی می‌باشد. فرد جهادی به سه محور تقسیم می‌شود: ارزش، نگرش و رفتار.
سازمان جهادی شامل فرایند، ساختار و فرهنگ می‌باشد. خروجی که از نرم‌افزار MaxQ2 گرفتیم کل ابعاد به علاوه مقوله‌ها و زیرمقوله‌های آن را شامل می‌شد.
در این مرحله، با نوعی بازتبیین، تمام مقوله‌های به دست آمده را بازبینی کردیم. به خاطر اهمیت موضوع، بر مبنای مقاله ارزشمند آقای دکتر شیخ زاده، چیستی، چرایی و چگونگی مدیریت جهادی را نیز در آوردیم. چرایی مدیریت جهادی شامل مبانی فلسفی، پارادایم فکری، نگرش و انگیزه‌ی مدیر است. پارادایم فکری و مبانی فلسفی فرد که همان انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی او می‌باشد بر وی تأثیر می‌گذارد. نوع نگرش، باعث ایجاد انگیزه‌ای در مدیر می‌شود. انگیزه می‌تواند خدمت به خلق و قصد تقرب باشد.

 پنل دوم، آقایان دکتر علی احمدی و وحیدرضا سلامت
بنا به فرمایش‌های مقام معظم رهبری و همچنین مرور ادبیات علمی موجود، به جمع‌بندی خاصی از ابعاد مدیریت جهادی رسیدیم. با توجه به ناقص بودن ادبیات مدیریت جهادی، این جمع‌بندی در طول زمان حتماً تکمیل می‌شود. یکی از مشکلات مباحث جدید همواره نقص ادبیات می‌باشد و روش . Granded Theory هم که دوستان به کار گرفته‌اند در جهت ترمیم ادبیات می‌باشد.
این مدل، یک هسته‌ی مرکزی دارد که خصوصیات نهادی سازمان‌های جهادی را نشان می‌دهد. آرمان‌های مدیریت جهادی در اینجا بیان شده‌اند. سپس مبانی مدیریت جهادی را در نظر گرفته‌ایم. خصوصیات و روحیاتی که مدیران جهادی باید داشته باشند به دست آمد. رویکردها (approaches) که باید بر سازمان‌های جهادی حاکم گردد را مورد مداقه قرار داده ایم.
در این مقاله سه محور تشریح شده‌اند؛ اول خصوصیات نهادی سازمان‌های جهادی، دوم این که هر سازمانی چرخه عمر معینی دارد. سوم آن که اگر بخواهیم سبک‌های رهبری را در چرخه عمر سازمان‌های جهادی با توجه به ویژگی های نهادی اعمال کنیم چه نتیجه‌ای به دست می‌آید.
این مدل مفهومی، خصوصیات مدیریت جهادی را ذکر می‌کند. آن مدل بر اساس صحبت‌های مقام معظم رهبری و مقالات موجود به دست آمد. رهبری را اینچنین تعریف کرده‌اند: «هنر نفوذ در زیردستان به نحوی که به صورت داوطلبانه و از روی رغبت بتوانند فعالیت‌های از پیش تعیین شده‌ای را در چارچوب اهداف معین به انجام برسانند.
تئوری‌ها و مدل‌های دیگری نیز بیان شده‌اند. مبنای اصلی، مدل دوره عمر است. سازمان را در دوره‌های مختلف تقسیم می‌کند. سازمان را به مثابه یک موجود زنده در نظر می‌گیرند و دوره‌های مختلفی از عمر سازمان را مطرح می‌نماید. این دوره‌ها شامل ایجاد، طفولیت، رشد سریع، بلوغ، تکامل، ثبات، اشرافیت، بروکراسی اولیه و نهایتاً مرگ احتمالی است. در هر دوره، عوارضی می‌تواند به وجود آید که راه‌های پیشگیری از آن را در مقاله ذکر کرده ایم.
سبک رهبری مورد نیاز برای هر دوره تشریح شده و این که چگونه می‌توان از هر دوره به دوره بعدی رسید. راهکارهایی برای بقا در مقطع جوانی و همچنین طولانی ساختن عمر سازمان گفته شده‌اند. خصوصیات نهادی مدیریت جهادی را در قالب آن مدل توصیف کرده‌ایم. اهمیت هر خصوصیت را در هر دوره از عمر بیان نموده‌ایم. در اینجا سه بحث اصلی مطرح شده‌اند. اولین مسئله این است که خصوصیات مدیریت جهادی را در هر کدام از دوره‌های عمر بررسی نموده و نوعی نگاشت را به وجود آورده‌ایم. سبک‌های رهبری در مراحل مختلف دوره‌ی عمر مطرح گشته‌اند.
خصوصیات مدیریت جهادی عبارتند از: مردم‌گرایی، پویایی، انعطاف‌پذیری، نوآوری و ابتکار، خطرپذیری، فرهنگ عشق به خدمت، و نهادینه کردن اخلاق و ارزش‌ها در محیط کار. مردم‌گرایی دو بعد دارد: توجه به جامعه و مسئولیت‌های اجتماعی سازمان در راستای تحقق مأموریت‌ها؛ و توجه به سایر ذینفعان سازمانی از قبیل پرسنل داخلی. در دوره‌های مختلف عمر، نحوه‌ی پرداختن به این دو بعد، متفاوت است.
همچنین سعی کرده‌ایم خصوصیات هر دوره از عمر را بیان کنیم. مردم‌گرایی در دوره‌های عمر سازمان کمک می‌کند که رشد خوبی داشته باشد. در دوره اولیه عمر سازمان، قبل از زمان رشد سریع، باید بیشتر به بعد اول اهمیت دهد. در مقطع ثبات و تکامل سازمان، تمرکز بر نقش ذینفعان سازمانی خواهد بود. بعد دیگر، پویایی است. پویایی می‌تواند در خدمت‌رسانی و در راستای تحقق مأموریت‌ها باشد؛ یا در جهت تحقق اهداف و آرمان‌های سازمانی. بعد دیگر پویایی در سیستم‌سازی و نهادسازی‌های داخل سازمانی و نهادینه کردن فعالیت سازمان در جهت تحقق اهداف و آرمان‌هایش می‌باشد.
در دوره‌های اولیه یعنی تولد، طفولیت و رشد سریع، باید پویایی در خدمت‌رسانی و در جهت تحقق مأموریت‌ها بیشتر گردد. در هنگام بلوغ و تکامل، پویایی در راستای سیستم‌سازی، نهادسازی و نهادینه کردن ارزش‌های سازمانی می‌باشد.
بعد دیگر، انعطاف‌پذیری است. سازمان‌های متداول را با هم مقایسه کرده‌ایم. سازمان جهادی باید انعطاف پذیرتر از سایر سازمان‌ها باشد و در دوره‌های مختلف عمر، روندی از تغییرات در خصوصیات آن ببینیم.
نوآوری و ابتکار بعد دیگر مدیریت جهادی به حساب می‌آید. نوآوری می‌تواند در جهت تحقق مأموریت‌ها یا در ساخت سیستم‌ها و نهادهای سازمان باشد. در دوره‌های مختلف عمر سازمان، اهمیت این دو بعد متفاوت می‌شود. در زمان بلوغ، تکامل و ثبات توجه بیشتری به نوآوری در نهادسازی و سیستم‌ها صورت می‌گیرد. هر کدام از این مؤلفه‌ها را متناسب با سبک‌های رهبری موجود، تحلیل کرده‌ایم.
سبک رهبری مبتنی بر عمل‌گرایی و نهادسازی، کارآفرینی و همچنین یکپارچه‌سازی و همگرایی پرسنل سازمان می‌باشد. خصوصیات مختلفی را در این سبک‌های رهبری مطرح ساخته‌ایم. هر کدام از این دوره‌های عمر نیاز به شیوه رهبری خاصی دارند. در دوره‌ی ایجاد، سبک رهبری کارآفرینی و عمل‌گرایی بیشتر مورد نیاز است. در هنگام تکامل و بلوغ، سبک رهبری شامل نهادسازی و مدیریت اجرایی می‌گردد.

پنل سوم، آقایان دکتر لطیفی، وحید فرهمند و حسن صالحی
یک نقشه راه برای مدیریت جهادی در دانشگاه امام صادق طراحی شده است. می‌خواستیم ابتدا جوهره‌ی مدیریت جهادی را بفهمیم. کاری با مشارکت آقای سعدآبادی در این راستا انجام شد و در دانشگاه داوری و تأیید گردید. اگر قرار است مدیریت جهادی محقق شود در گام دوم نیازمند آن خواهیم بود که افرادی با ویژگی‌های خاص، مسئولیت را بر عهده گیرند. مقاله‌ی فعلی با عنوان «شایستگی‌ها» دقیقاً ناظر به ویژگی‌های مدیران جهادی می‌باشد.
برای گام سوم نیز دو پایان‌نامه تعریف کرده‌ایم که در مسیر دفاع هستند. می‌خواستیم ویژگی‌های ساختاری سازمان جهادی را بفهمیم. این خصوصیات در دو بخش تجارت و فرهنگ نمود می‌یابد. چرا ادبیات «شایستگی» را مبنای کار قرار دادیم؟ تا ۱۹۷۳ در دنیا تنها معیار انتخاب، سابقه‌ی کار و ضریب هوشی بود. در ۱۹۷۳ به بعد، «مک گرینلند» در سخنرانی خود در انجمن روانشناسان آمریکا گفت: «این شاخص‌ها دیگر به درد نمی‌خورند. باید به سراغ شایستگی‌ها (Competencies) برویم. لزوماً با آزمون هوش، نمی‌توان شایستگی را فهمید». برخی معتقدند تنها یک مدل شایستگی وجود دارد ولی در واقع مدل‌های متنوعی به چشم می‌خورد. یکی را خود مک گرینلند مطرح می‌کند و بعداً هم بویانسیس، و دو نفر با نام مشابه اسپنسر مطرح نمودند. آنها معتقد به تنوع بودند.
با توجه به صحبت‌های حضرت آقا طی سال‌های گذشته، سعی کردیم در مورد افراد منتصب به مدیریت جهادی تحقیق نماییم. فرضاً شهید باکری، شهید کاظمی، شهید صیاد شیرازی و دیگران که حضرت آقا به صورت کلی در موردشان صحبت کرده‌اند. ایشان از مرحوم کاظمی و شهید شهریاری نیز نام برده‌اند. تمام سخنرانی‌ها را جمع کردیم. ۲۹ ویژگی مدیر جهادی را در آوردیم. این روش شامل تحلیل مضمون بود. آن ۲۹ مورد را تبدیل به ۱۴ شاخص نمودیم که عبارتند از: ولایت مداری؛ مراقبت از رفتار کارکنان و زیردستان؛ عدالت محوری؛ و مردم‌داری. این شاخص‌ها به صورت خطی در کنار هم قرار گرفته‌اند.
از تکنیک ISM که در Soft OR مطرح شده بهره بردیم تا مدل تفسیری را بسازد. با ۱۵ نفر از استادان فعال در حوزه‌ی مدیریت و اجرا هماهنگی لازم را انجام دادیم و پرسشنامه‌ها را ارسال کردیم. در مجموع ۷ پرسشنامه کارایی و بقیه حذف شدند چون ناسازگار یا ناقص بودند. روش ISM کار تفسیری انجام می‌دهد. در آنجا حداکثر ۱۵ پرسشنامه لازم دارند. ما ۱۵ تا فرستادیم و ۷ تا هم برای کارمان کفایت می‌کرد. در مجموع به الگوی مشخصی رسیدیم.
در الگویی که به دست آمد، مهم‌ترین شاخصه‌ی مدیر جهادی برخورداری از انگیزه‌ی الهی و ایمان به غیب بود. در مدیریت جهادی، هدف نهادی در عرصه اجتماعی و مدیریت مطرح می‌گردد. این هدف، همان مردم داری است. کسانی که در حوزه مدیریت جهادی فعالیت می‌کنند باید آن ویژگی‌ها را داشته باشند. مجموعه معیارهای مطروح در صحبت‌های حضرت آقا را در مدلی گذاشتیم که تفسیرش در اصل مقاله قابل رؤیت می‌باشد.
— آیا مدل شما از بالا به پایین است؟ آیا عاملی که بیشترین تأثیر را دارد در بالا قرار می‌گیرد؟
— این مدل را به صورت شماتیک کشیده‌ایم. در اصل، ورودی‌ها و خروجی‌ها در ۷ سطح تعریف شده‌اند. بیشترین تأثیر را انگیزه‌ی الهی و ایمان به غیب دارد.
— ولی در اینجا اسمی از آن نمی‌بینم.
— انگیزه‌ی الهی را در قسمت پایین نوشته‌ایم.
— عاملی که بیشترین تأثیرپذیری را از بقیه‌ی عوامل داشته کدام بوده؟
— مردم‌داری.
— عاملی که بیشترین تأثیرگذاری را داشته چه بوده؟
— انگیزه‌ی الهی.

پنل چهارم، آقایان دکتر علی بنیادی و محمد حسن کامفیروزی
در این پنل به طور خلاصه در خصوص روش و رویه‌ی تحقیق توضیح داده خواهد شد. ترمینولوژی اقتصاد مقاومتی چند سالی است که از جانب مقام معظم رهبری به عنوان سرفصل فعالیت‌های اقتصادی کشور مطرح شده است. مدیریت جهادی به عنوان شعار امسال نیز مورد توجه می‌باشد. چه شاخصه‌هایی می‌تواند مدیریت جهادی را جهت استقرار اقتصاد مقاومتی به پیش ببرد؟ روش مورد استفاده از نوع V-Core فازی است. شاخص‌های گوناگونی را در حوزه‌ی مدیریت جهادی، و اقتصاد مقاومتی استخراج کرده‌ایم. آنها را مبنای تصمیمات خود قرار داده‌ایم. سپس با شیوه‌ی V-Core اولویت‌بندی نمودیم. امروزه موضوع تصمیم‌گیری، آن هم به شکل چندمعیاره، حائز اهمیت است. معیارها بعضاً می‌توانند متناقض و ناسازگار باشند.
با استفاده از روش‌هایی چون «تصمیم‌گیری چندمعیاره» اولویت‌بندی را انجام دادیم. روش V Core در سال ۱۹۸۸ مطرح شده و مبنای بررسی ما بود.
موضوع عدم قطعیت را در نظر گرفتیم و مدل را فازی کردیم. محاسبات و فرمول‌ها را در تصویر می‌بینید. تقریباً مشابه تکنیک Top Top Six می‌باشد. نزدیک‌ترین شاخص را به ایده‌آل مثبت و دورترین به ایده‌آل منفی را در نظر می‌گیرد. سپس محاسبه شکاف و بعد هم محاسبه Q را انجام می‌دهد. Q جمع نهایی اینهاست. هر شاخصی که Q کمتر دارد به هدف نزدیکتر است. شاخص‌های اقتصاد مقاومتی را در تصویر می‌بینید.
— این شاخص‌ها را از کجا آورده‌اید؟
— این شاخص هاهم از صحبت‌های مقام معظم رهبری و هم از مقالات مختلف گرفته شده است. سپس آنها را Rank کردیم و مصاحبه‌ای هم با نخبگان به انجام رساندیم. پالایش اولیه صورت گرفت و بعضی شاخص‌ها مورد پذیرش واقع شدند. ۲۸ خبره در مصاحبه‌ها شرکت نمودند. نمونه‌گیری گلوله برفی برای انتخاب آنها به کار رفت. مقایسات را در قالب روش‌های فازی انجام دادیم.
مدل فازی ما از نوع مثلثی بود. نهایتاً دو دسته ویژگی یعنی خصوصیات ساختاری و فرهنگ جهادی را به عنوان کلید مدیریت جهادی شناختیم. اینها از دل مصاحبه‌های خبرگان استخراج شد. تأثیر آن موارد بر استقرار نظام اقتصاد مقاومتی را سنجیدیم.
ملاحظه می‌فرمایید مقدار Q نشان می‌دهد فرهنگ جهادی نزدیک‌ترین فاصله را تا هدف ما دارد. فرهنگ جهادی، بهترین عاملی است که باعث استقرار بهینه‌ی اقتصاد مقاومتی می‌شود. بر همین اساس پیشنهادهایی نیز ارائه داده‌ایم. امسال به نام «مدیریت جهادی» نامگذاری شده حضرت آقا، مسئله اقتصاد و فرهنگ را لازم و ملزوم یکدیگر دانستند. همین مطالعه نیز تأیید می‌کند. حتی در مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی، عامل فرهنگی بسیار مهم خواهد بود. حتماً باید روحیه و فرهنگ جهادی را در نظام مدیریت خود جاری و ساری کنیم و بر اساس آن، شیوه‌های ارزیابی، انتخاب، انتصاب و توسعه منابع انسانی ما سمت و سو گیرد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *