نقش گروه های جهادی در جوامع بشری

پنل تخصصی نقش گروه های جهادی در جوامع بشری

سخنرانی آقایان حجج اسلام قاسمیان، زندیه و آقایان جوادیان و فروتن
آقای میرغضنفری (کارشناس مجری): عنوان بحث امروز، نحوه تعامل نیروهای جهادی مردمی با مدیریت شهری است. در حال حاضر اکثر اردوهای جهادی که برگزار می‌شود و گروه‌های جهادی بزرگی که کار انجام می‌دهند، در شهرستان‌ها ورود یافته‌اند. اینجا هیچ بحثی از خوبی و بدی نیست بلکه عملکرد را مطرح می‌کنیم. نیاز به مشارکت گروه‌های جهادی مردمی در مدیریت شهری احساس می‌شود. در حال حاضر این کار مغفول مانده است. آقای حجت الاسلام زندیه ارکان مدیریت جهادی را بیان و تأکید فرمودند که نیازمند ورود نیروهای جهادی به مدیریت شهری هستیم.
از دید نیروی جهادی این سؤال برای من مطرح می‌شود که چرا ما باید به آن حوزه ورود یابیم؟ شهرستان‌ها بیشتر به سازندگی نیاز دارند؛ پس چرا به شهر متمرکز شویم؟ اکنون از جناب قاسمیان می‌خواهم در این باره توضیح فرمایند.
حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان: چند عامل ورود نیروهای جهادی به مسائل شهری را ایجاب می‌کند. نکته اول، حفظ هویت خودشان است. اردوهای جهادی به شدت موسمی هستند. یعنی حداکثر یک یا دو بار در سال تشکیل می‌شوند و این مسئله باعث از بین رفتن گروه می‌گردد. یک گروه جهادی باید برای حفظ موقعیت و هویت خودش فعالیت مستمری را تعریف کند. از آنجا که تلاش مستمر در استان‌های مقصد اردوهای جهادی ممکن نیست، و هر بار تجربه کرده‌ایم با شکست مواجه شده، این فعل فقط توسط ساکنین هر منطقه قابل انجام خواهد بود. کسی که در تهران زندگی می‌کند نمی‌تواند به صورت مداوم در منطقه‌ی دیگری بماند یا مرتب برود و بیاید.
از دیدگاه دینی نیز انفاق باید «الاقرب فالاقرب» باشد یعنی اول به نزدیکان برسد و سپس اشخاص دورتر. بدین ترتیب، هم خدمتی به شهر می‌کند و هم به حفظ جمعیت و گروه خودشان.
در حال حاضر بسیاری از فعالیت‌ها به صورت پیمانکاری انجام می‌شود. روحیه‌ی پیمانکاری یعنی این که اشخاص به دنبال پول در آوردن باشد. برخی این پول را در حوزه فرهنگ جستجو می‌کنند. چنین فعالیتی نسبت به کسی که دغدغه‌ی فرهنگی دارد متفاوت است و برای رفع دغدغه‌ی خویش، کارهایی می‌کند که هزینه‌هایش به او باز می‌گردد. اینها دو نگاه متفاوت هستند. نگاه اول از نوع کاملاً کارمندی می‌باشد و بدون درآمد هیچ کاری انجام نمی‌دهد. وقتی به مسائل فرهنگی هم وارد شود فقط به مبلغ قرارداد می‌اندیشد. با سبک جبهه‌ها کار نمی‌کند.
در هیچ جبهه و عملیاتی اینطور نبود که سربازان بپرسند: «بابت شرکت در جنگ به ما چقدر می‌دهید؟ کسی نمی‌پرسید: «مزد کربلای ۵ چقدر است؟». آنها به دنبال دغدغه‌ی خویش و انجام وظیفه بودند.
سومین عاملی که مشارکت ما در حوزه‌های شهری را ایجاب می‌کند حجم مشکلات در آنجاست. در همین شهر تهران اگر چالش‌ها را احصا کنید می‌بینید به قدری بالاست که نهادهای دولتی از عهده‌ی آن بر نمی‌آیند. اگر نهادهای دولتی بخواهند کاری انجام دهند باید ستادهای بسیار بزرگ تشکیل دهند، کارمند بگیرند و پول بپردازند. آفت ستادهای بزرگ این خواهد بود که هر چه پول به آنها بدهیم خودشان می‌خورند و به مردم چیزی نمی‌رسد. راهی جز این که خود مردم و گروه‌های جهادی به مشارکت بیایند وجود ندارد. البته گروه‌های جهادی موجود کافی نخواهند بود.
اخیراً طرح «یک عالمه درخت» اجرا شد. همین که بحث مطرح گشت خیلی‌ها گفتند: «حاج آقا! ما حاضریم ۳-۴ ساعت در هفته برای شهرمان وقت بگذاریم ولی شما بگویید چه کاری از دستمان بر می‌آید. وقت گذاشتن خالی فایده‌ای ندارد». باید برنامه‌ای بدهیم و بستری آماده کنیم تا ایشان را هماهنگ سازد. لازم است ستاد کوچکی را برای هماهنگی شکل دهیم. خود ستاد نباید بزرگ گردد.
اکثر شما با ویکیپدیا (Wikipedia) آشنا هستید. کل این مجموعه‌ی بزرگ را ۲۰ نفر اداره می‌کنند. این ۲۰ نفر بستری فراهم کرده‌اند که تمام تحقیقات دنیا به اشتراک گذاشته شود. ماه محرم در شهر لوزان سوئیس، نایب الزیاره بودم. آنجا یک NGO دارای ساختمان ۳-۴ طبقه وجود داشت ولی با گردش مالی بیشتر از ۱۰-۲۰ وزارتخانه‌ی ما، به تمام دنیا خدمت می‌داد. یک ستاد کوچک و چابک در همه‌ی دنیا عملیات انجام می‌دهد. اینها تجربه‌های جهادی هستند. شخصاً با مسائل شهر تهران از چند ماه پیش که شروع به رصد و آسیب‌شناسی کردم آشنا شدم. انصافاً هیچ گروه و نهادی، حتی شهرداری، نمی‌تواند مسائل را به تنهایی حل کند.
آقای دکتر قالیباف در یک جلسه جمله‌ای گفت که پسندیدم: «خود ما آن بشکه‌های TNT نیستیم که ناگهان منفجر شویم و یک سالن را خراب نماییم. آنقدر زور نداریم که تمام شهر را متحول کنیم. اگر داشتیم این کار را انجام می‌دادیم. این بشکه‌ی TNT مردم شهر هستند. ما فقط باید یک چاشنی بگذاریم که بشکه را بترکاند. لازم است ما نهادهای دولتی بستری برای گروه‌های جهادی و مردمی فراهم آوریم که خودشان فعالیت‌ها را بر عهده گیرند». طرح «یک عالمه درخت» نیز نشان داد که مردم حاضر به همکاری هستند. آنها ثبت‌نام می‌کنند و ما فقط هماهنگی را بر عهده می‌گیریم.
آقای میرغضنفری (کارشناس مجری): بحثی که مطرح کردید دو طرف دارد؛ یکی نیروهای جهادی مردمی و دوم مدیریت شهری. مشکلات مختلفی در مورد نیروهای جهادی مردمی وجود دارد. الآن از دید مدیریت شهری به موضوع نگاه می‌کنم. می‌دانیم که گروه‌های جهادی، ساختارپذیر نیستند. چطور می‌خواهند یک مشکل بزرگ شهری را حل نمایند؟ احتمالاً دستور از رأس را قبول نمی‌کنند و هر جا چیزی بر خلاف میلشان باشد انجام نمی‌دهند.
مسئله‌ی بعدی این که آیا نیروهای مردمی علم کافی برای ورود به این حوزه را دارند؟ سوم این که از کجا معلوم گروه‌های جهادی، خودشان هم تبدیل به نیروهای کارمندی و پیمانکاری نشوند؟ فرضاً شاید بگویند: «مدیران شهری بابت کار خودشان پول می‌گیرند و این همه پروژه‌ی پرهزینه به انجام می‌رسانند. چرا ما پول نگیریم؟ چرا با زحمت ما باشد و به نام دیگران تمام شود؟».
در بلندمدت وقتی کارها به جای این که از طرف مدیر انجام شود بر عهده‌ی نیروهای جهادی قرار گیرد، مدیر هم آن گروه را به منزله‌ی تهدیدی برای خود تلقی می‌کند. احتمالاً همکاری‌ها در بلندمدت استمرار نمی‌یابد.
حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان: گفتید «سیستم‌پذیر نیستند». غلط می‌کنند. این جواب از جنس جهادی بود. یک پاسخ دیگر هم می‌توان داد: سیستم‌های جهادی با روش فرماندهی کار نمی‌کند بلکه از نوع اقناعی می‌باشد. باید گروه نسبت به آن فعالیت اقناع شود. در عین حال لازم است قدری از اخلاق کارهای حرفه‌ای نیز در آن به وجود آید. ورود آنها به این مسائل مستلزم آن است که حتماً آموزش ببینند. این جزء اخلاق حرفه‌ای به شمار می‌رود.
فرضاً یک گروه مردمی نمی‌تواند وارد حوزه اعتیاد شود و صرفاً توصیه‌های الکی به مردم بکند. در نظر بگیرید یک نفر در حوزه‌ی خانواده، طلاق و فرزندپروری بخواهد بدون هیچ گونه تخصصی وارد شود و فعالیت کند. او باید حتماً گواهینامه و تخصص لازم برای آن کار را داشته باشد. بدین ترتیب مردم می‌فهمند چه کسی تخصص دارد و چه کسی ندارد. متوجه می‌شوند یک نفر دارای تک ستاره و دیگری دو یا سه ستاره است. برندسازی در همینجا حائز اهمیت می‌گردد.
واقعاً خطر این که افراد، پولی بشوند وجود دارد. برای جلوگیری از چنین دامی باید چند نکته را در نظر گرفت. اولاً کسی که وارد این حیطه می‌شود بعضی خطرات را هم می‌پذیرد. شاید بدانید که بیشترین آمار غریق، مربوط به نجات غریق‌ها است. بیشترین آمار مفاسد هم مربوط به ناجا می‌شود زیرا آنها در دل خطر قرار دارند. نباید از وجود خطر ترسید ولی باید همین جهادی‌ها و مردم در بعضی جاها یا هیئت‌ها یکدیگر را ببینند و روحیه بگیرند. بدین ترتیب حرف‌هایی را به دیگران القا می‌کنند. نظارت سیستمی نیز صورت گیرد.
خود حضرت موسی (ع) به بنی اسرائیل می‌گوید: « وَاجْعَلُواْ بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً» یعنی خانه‌‌هایتان را رو‌به‌روی یکدیگر بسازید. بدین ترتیب آدم‌ها چشم در چشم می‌شوند. در این صورت شاید مفاسد شهر و سیستم‌های اداری را ببینند ولی در فعالیت‌های مشترکی که با یکدیگر دارند روحیه می‌گیرند. اینها باید ارتزاق روحی گردند.
واقعاً ممکن است مدیران شهری اینها را برای خودشان تهدید بدانند. چنین تجربه‌ای را قبلاً هم داشته‌ایم. همین حالا اردوهای جهادی که برگزار می‌شود روی اعصاب بعضی مسئولان است. فرضاً با کمیته‌ی امداد، استانداری و فرمانداری مشکل پیدا می‌کنند. نیاز به لطایف و ظرایفی در کار خواهد بود. ضمناً باید سایر سیستم‌ها نیز درگیر شوند. منظور از ورود نیروهای جهادی این نیست که نهادهای حاکمیتی کلاً کنار بروند و همه مسئولیت‌ها بر عهده جهادی‌ها بیفتد. این کار مثل غده‌ی سرطانی می‌ماند و اصلاً درست نیست؛ حتی اگر مشکلات شهر برطرف شود! این NGO ها باید در تعامل با بدنه‌ی حاکمیتی قرار گیرد.
باید به تدریج روحیه‌ای در بدنه‌ی حاکمیتی ایجاد شود که هر جا اطلاعات و همکاری لازم باشد تعامل دوطرفه صورت پذیرد. بدین ترتیب نیروهای جهادی و سازمان‌های دولتی از یکدیگر ممنون می‌شوند. بدین ترتیب تهدیدها کاهش می‌یابد.
آقای میرغضنفری (کارشناس مجری(: سؤال بعدی را از حاج آقا جوادیان می‌پرسم. در چند سال گذشته تجاربی از حیث ساختارسازی به دست آمد. به نظرتان آیا نیروها مدیریت‌پذیر هستند یا نه؟ این موضوع در بعضی دوره‌ها خیلی مورد بحث قرار می‌گرفت. پروژه‌ای به نام «مدیریت بر مدیریت ناپذیرها» تعریف گشت. این کار چگونه امکان‌پذیر خواهد بود؟
آقای جوادیان: علت این که باور چنین چیزی برایمان سخت است و مرتب نگران ابعادش هستیم این است که تاکنون الگوی جهادی خیلی موفقی را در ابعاد گسترده نداشته‌ایم. البته توفیقاتی در گروه‌های کوچک به دست آمده ولی تبدیل آنها به شبکه و جبهه‌ی جهادی تا حالا به نتیجه نرسیده. بعضی گروه‌ها دور هم نشسته و حرکت‌های صنفی ایجاد کرده‌اند. مثال دفاع مقدس، باورپذیرتر است. ما می‌دانیم که تعداد زیادی نیروی بسیجی در زمان جنگ به شکل کاملاً مردمی وارد میدان شدند. حتی بین خود ستادی‌ها هم درجه‌ای مطرح نبود و بایست به شکل کاملاً اقناعی عمل می‌کردند.
مهم‌ترین ساختار بیرونی را فرهنگ و نرم‌افزار می‌دانم. حاج آقا درست فرمودند که بالاخره باید به چنین سمتی رفت. تاکنون سیستمی دولتی وجود داشته که خود را کاملاً جدا از مردم و نیروهای جهادی می‌دانسته. وصل کردن آنها مثل اتصال دو چرخ دنده به یکدیگر می‌ماند که در آغاز اصطکاک ایجاد می‌کند. در ابتدا کار سختی خواهد بود ولی به تدریج به نتیجه می‌رسد. تاکنون خود گروه‌های جهادی گهگاه دور هم نشسته و هماهنگ شده‌اند. با نهادهای دولتی مثل کمیته امداد نیز به خوبی متصل شده‌اند. در «بَشاگَرد» تجربه خوبی داشتیم. یک نهاد کاملاً هماهنگ با مردم وجود دارد. چنین فعالیت‌هایی را باید توسعه دهیم. چه فرهنگی باعث می‌شود که ما نتوانیم با آنها ارتباط یابیم؟
آقای میرغضنفری (کارشناس مجری(: یعنی شما بَشاگرد را یک الگو می‌دانید؟
آقای جوادیان: بشاگرد را از یک جنبه، الگوی خوبی می‌دانم. فردی با روحیه‌ی جهادی در آنجا مستقر است و اتصال بین نیروهای مردمی با نهادهای دولتی را برقرار می‌سازد.
– پس چرا این الگو به گروه‌های دیگر تسری نیافته؟ مشکل کجاست؟
آقای جوادیان: گروه‌های جهادی با تعریف فعلی چند سال است که راه افتاده‌اند. باید دور هم بنشینند و کارهای مشترک انجام دهند. تاکنون برای تشریک مساعی گروه‌های مختلف موفق نبوده‌ایم. حرکت‌هایی دارد صورت می‌گیرد ولی به نتیجه کامل نرسیده. مثل جراحی‌های آزمایشی می‌ماند. اخیراً دوستان جهادی در طبس دور هم جمع شدند. از دل این فعالیت‌ها همکاری هم می‌تواند در بیاید.
آقای میرغضنفری (کارشناس مجری(: سؤالی از آقای فروتن دارم. آیا وجود نیروهای جوان در این ساختار ایجاد مشکل می‌کند؟ آیا باید افراد مسن و باتجربه‌ای بیایند که مشکل را حل کنند؟ الآن تجربه‌ی جهادی و الگوهای موفق داشته‌ایم. چرا موقعی که بحث مدیریت شهری به میان آید در معرض خطر و مشکل خواهد بود؟
آقای فروتن: در هر حرکتی قوت مدیران نقش تعیین‌کننده دارد. فرمودید: «با این که الگو داشتیم چرا تسری پیدا نکرد؟». بعضی کارها زمان می‌برد. با این که مسیر ولایت و اهل بیت عصمت و طهارت را دنبال می‌کردیم ۱۴۰۰ سال طول کشید تا انقلاب اسلامی به پیروزی برسد. چگونه می‌توان یک الگوی موفق را نشر داد؟ این سؤال در همه‌ی برنامه‌های کشور مطرح می‌شود. در هیچ جای کشور در تسری شیوه‌های ممتاز، موفق نبوده‌ایم. بشاگرد را یک فعالیت جهادی نمونه می‌دانم. مدیریت حاج عبدالله والی یک الگوی موفق بوده ولی باید اقتضائات زمان و مکان را نیز در نظر گرفت.
از حیث جوان بودن نیروها مشکلی نمی‌بینم. در طی سال‌های انقلاب و دفاع مقدس دیدیم که فرماندهان جوان چه‌ها کردند و چه افتخاراتی آفریدند. در زمینه‌ی آموزش مدیریت جهادی باید فرایند جدیدی تعریف کنیم تا مدیران جهادی که امکان پخش و نشر الگو را دارند به تدریج قوی شوند و به سمت جلو حرکت کنند. اگر شاخص‌ها را در جامعه مشخص کنیم به نیروهایمان کمک می‌کند زندگی جهادی را برگزینند. وقتی زندگی جهادی باشد در تمام حوزه‌ها مثمر می‌گردد. این میوه‌ها در فضای شهری و حتی خانه‌های افراد نیز باعث قوام و دوام فضای اجتماعی کشور می‌گردد.
آقای میرغضنفری (کارشناس مجری(: یعنی باید روی فرهنگ آنها کار شود؟
آقای فروتن: بله، فرهنگ به منزله‌ی فضای تنفس برای جامعه است.
آقای میرغضنفری (کارشناس مجری(: تا اینجا معلوم شد که ورود نیروهای جهادی به این حوزه ضروری است ولی چنین ورودی باید از کجا شروع شود؟ فرض کنید من فردی جهادی و دارای دغدغه هستم و می‌خواهم کاری انجام دهم. باید از کجا شروع نمایم؟
آقای فروتن: در این مورد خیلی فکر کرده‌ام. چه کسی را به عنوان الگو می‌توان معرفی نمود؟ باید نمونه‌های جهادی موفق را در جامعه نشان دهیم. از سال ۷۸ تاکنون در فعالیت‌های جهادی شاگردی می‌کرده‌ام. خود را جهادگر نمی‌دانم بلکه یک نیروی چسبیده به جهاد هستم. بارها در روایات شنیده‌ایم که امیرالمؤمنین (ع) خودشان چاه حفر می‌کردند و نخلستان به وجود می‌آوردند. بلافاصله بعد از این کار، چاه و نخلستان را وقف می‌نمودند. این یک رفتار اجتماعی الگو تلقی می‌شود. ما ادعا داریم که شیعه‌ی ایشان هستیم پس باید همان رفتارها در وجودمان تجلی یابد تا مسیر ورود سایرین را نیز هموار سازد. آدم‌های مؤمن و معتقد در جامعه زیاد داریم. باید این الگوی رفتاری صحیح در اجتماع نشر یابد. این وظیفه، بیش از هر کس در دست علمای ما خواهد بود. باید چنین رفتاری غالب گردد. به عنوان یک مصلح اجتماعی، برای خدمت به جامعه باید شروع به کار و فعالیت نمایید.
آقای میرغضنفری (کارشناس مجری(: بگذارید سؤال را عینی‌تر بپرسم. من اگر مریض شوم می‌دانم به کجا مراجعه کنم. به بیمارستان می‌روم. چنانچه با مشکلی در زمینه ازدواج یا طلاق مواجه شوم به مرکز مشاوره می‌روم. اکنون یک فرد دغدغه‌مند را در نظر بگیرید که از ضعف‌های فرهنگی جامعه اذیت می‌شود و می‌خواهد به رفع آنها بیندیشد. او باید چه کاری انجام دهد و کجا برود؟ این صحبت در راستای ساختارمند کردن و سیستمی شدن است.
آقای فروتن: پاسخ این موضوع خیلی سخت است. تاکنون چنین تجربه‌ای در فعالیت‌های جهادی خودمان نداشته‌ایم. تجربه‌مان فقط مربوط به کار در شهرستان بوده؛ آن هم نه از جنس آسیب‌ها. تاکنون فقط خانه‌ای می‌ساختیم، چاهی حفر می‌کردیم یا دستشویی به وجود می‌آوریم. نهایتاً یکی دو کار فرهنگی در مسجد نیز انجام می‌شد.
الگوهایی مثل حاج عبدالله والی، ۵۰۰ کیلومتر جلوتر از بقیه رفته‌اند و مسیر برایشان روشن گشته. اخیراً یک طرح پایلوت را در منطقه ۱۵ شروع کرده‌ایم ولی خیلی پیچیده است. بیش از ۴۰ حوزه‌ی آسیب وجود دارد. اگر بخواهیم به هر موضوعی جداگانه ورود یابیم نیروی کافی نداریم. آسیب فقر، اعتیاد، ماهواره و… دیده می‌شود. در آخرین تلاش خود به این نتیجه رسیدم که باید یک خانواده را از جهات مختلف، و نه فقط در یک حوزه، تحت پوشش گرفت. کمیته‌ی امداد از مردم پول می‌گیرد و به آن خانواده می‌دهد ولی ما وظیفه‌ی دیگری را دنبال می‌کنیم. همان کاری که در زمان صدر اسلام صورت می‌گرفت به انجام می‌رسانیم. ولایت یک خانواده را شخصی عهده‌دار می‌شد. آن فرد، تمام موضوعات را پوشش می‌داد. الآن در مورد خانواده‌ی خودمان همین کار را می‌کنیم. اگر بخواهیم تدریس خصوصی هم انجام دهیم من به عنوان ولی خانواده تصمیم می‌گیرم چه کسی بیاید. در سایر حوزه‌ها نیز همینطور است.
گروه‌ها به صورت موضوعی فعالیت می‌کنند. بنیادی‌ترین نهاد موجود، خانواده است. فرض کنید بنده و خانمم مسئولیت دو خانواده را بر عهده بگیریم. در رفت و آمد با آنها، تمام آسیب‌هایشان را شناسایی می‌کنیم. سپس گروه‌های جهادی تخصصی، اگر وجود داشته باشد به کمک می‌آید. فرضاً گروه جهادی پزشکی برای درمان اقدام می‌کند. طبیعتاً یک شخص به تنهایی نمی‌تواند تمام هزینه‌های ۳-۴ خانواده را متقبل گردد. باید به یک بانک وصل باشد که خودش تخصص‌های مختلفی اعم از پزشک، دندانپزشک، جراح و… دارد. در مورد آموزش نیز به گروه‌های جهادی متنوع و تخصصی دسترسی پیدا نماید. بدین ترتیب آن خانواده توسط یک شخص خاص تحت حمایت قرار می‌گیرد ولی حمایت‌های تخصصی را به مراجع ذی¬صلاح می‌سپارد.
آقای میرغضنفری (کارشناس مجری(: پس آیا شکل‌گیری گروه‌های تخصصی را یکی از ملزومات می‌دانید؟
آقای فروتن: همینطور است. البته نمی‌گویم راهکار بهتری وجود ندارد ولی این نتیجه‌ی آخرین بررسی‌های من می‌باشد. طرح پایلوت را به انجام رسانده‌ایم. باید افراد، بخصوص آنهایی که متأهل هستند، نوعی ولایت را بر آن خانواده قبول کنند. قبلاً در طرح‌های کمیته امداد مشارکت می‌کردم. آنها به مردم می‌گفتند: «کارت حمایت از یک یتیم را بگیر و ماهانه اینقدر پول به حساب بریز». این کار خیلی کور است. اگر به شما بگویند «کودکان آفریقایی خیلی گرسنه هستند» خیرین حاضر به کمک به ایشان نمی‌شوند ولی درصورتی که بگویند: «یک کودک آفریقایی، در سِنِگال در فلان روستا مریضی خاصی دارد و می‌خواهیم درمانش کنیم» خیرین حاضر می‌شوند ۱۰ برابر آن پول را بپردازند تا مشکل عینی حل گردد. کسانی که پول یا هر چیز دیگری را وقف می‌کنند کارهای کور انجام نمی‌دهند. می‌خواهند نتایج عینی، مستقیم و مصداقی را ببینند. الآن «همشهری ۲» کار جالبی را شروع کرده که به خوبی جواب گرفته است. مورد را صریح بیان می‌کند: «فلان آدم، مریضی خاصی دارد و برای درمانش باید ۶۰ میلیون پول فراهم شود». خیرین به اندازه ۴۰۰ میلیون پول واریز می‌کنند. حالا آنها مانده‌اند که با چنین پولی چکار کنند. اخیراً اعلام نمودند پول‌ها زیاد آمده. می‌خواستند جلب اعتماد گردد. خیّر دوست دارد دقیقاً یک نقطه را حل کند.
تجربه‌ی ما در حوزه جهاد شهری بسیار کم است. بنده ۲۷ سال در روستاهای مختلف پلکیده‌ام ولی به شدت احتیاج به یک گروه جهادی شهری دارم که الگوهای موفقی را ارائه کند. سال ۷۱ حاجی والی را دیدم که دنیای جدیدی را به رویم گشود. دوست دارم افرادی مشابه او را ببینم تا به راهکارهای تازه‌ای برسم.
آقای میرغضنفری (کارشناس مجری(: پس یکی دیگر از مشکلات را این می‌دانید که الگوی شهری جهادی نداریم.
آقای فروتن: همینطور است.
آقای میرغضنفری (کارشناس مجری(: آیا در حال حاضر سامانه‌ای وجود دارد که افراد بتوانند سؤالات خود را بپرسند یا اعلام آمادگی برای همکاری با گروه کنند یا از مسائل مدیریت شهری مطلع شوند؟
آقای فروتن: در این باره اطلاعی ندارم.
آقای میرغضنفری (کارشناس مجری(: آیا در بندر امام هم شکل نگرفته؟
آقای فروتن: باید از آقای مسکنی بپرسید. ایشان خودشان یک سامانه‌ی اطلاعاتی هستند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *