مدیریت جهادی و دفاع مقدس

پنل تخصصی : مدیریت جهادی و دفاع مقدس

سخنرانی آقایان سردار زهدی و سردار پیری

سردار زهدی: ایتدا به دوستانی که به نشست «ویژگی‌های مدیریت جهادی در دفاع مقدس» تشریف آورده‌اند خوش‌آمد می‌گویم. آقا می‌فرمایند دفاع مقدس تا ۵۰ سال دیگر هم حرف برای گفتن دارد. اکنون در فرصتی کوتاه، درباره چگونگی عملکرد و مدیریت فرماندهان دفاع مقدس صحبت می‌کنیم. بیش از ۲۰ مورد از ویژگی‌های ایشان را نوشته‌ام ولی فقط چند تا را می‌توان بحث نمود. یک کلیپ درباره فرماندهان شهید پخش شد. به نظر شما نکته‌ای که در صحبت شهید همت می‌توان یاد گرفت چیست؟

— این که هر کاری باید برای رضای خدا باشد. رضای خدا مهم‌ترین مسئله است.

اگر بخواهید در یک کلمه خلاصه کنید چه می‌گویید؟

— اخلاص.

از همین نکته شروع می‌کنم. یکی از عوامل موفقیت فرماندهان دفاع مقدس، اخلاص و نیت الهی بود. در عبادات هم اگر نیت درست نباشد پذیرفته نمی‌شود. دفاع مقدس نیز نوعی عبادت به حساب می‌آمد. نیت، شرط اصلی بود. باید نیت در جهت رضای الهی باشد و از اهداف و منافع شخصی بگذرند. در زمان جنگ می‌گفتیم: «کسی می‌تواند از خاکریزهای دشمن عبور کند که اول، از خاکریز خود عبور کرده باشد». گاهی پشت خاکریز «خود» متوقف می‌مانیم. وقتی از خاکریز خود بگذریم هیچ مانع دیگری در برابرمان یارای مقاومت ندارد. شهید خرازی ویژگی دیگری را با لهجه غلیظ اصفهانی مطرح ساختند: «شما که دارید در خط خودتان می‌جنگید، اگر در کنارتان یک یگان دیگر می‌جنگید و داشت شکست می‌خورد موظف هستید به کمکش بروید، نه این که صرفاً به محدوده‌ی عمل خود اکتفا کنید و بگویید بقیه به ما ربطی ندارند. اگر جنگیدید و پیروز شدید، نگویید: ما پیروز شدیم. کاری که برای خدا انجام گیرد نیازی به ادعا ندارد». فرضاً تیپ «قمر بنی هاشم» کنار لشکر امام حسین (ع) بود. اگر فرضاً لشکر امام حسین (ع) به کمک آن تیپ آمد و جنگ را به پیروزی رساند نباید ادعا کند که «ما باعث موفقیت بودیم».

نکته‌ی اساسی دیگر در مدیریت جهادی، برخورد مسئولانه است. نمی‌توان فقط به وظایف محوله اکتفا کرد و نسبت به سایر مسائل بی‌اعتنا بود. هر جایی باری بر زمین مانده باشد باید به کمک بشتابید. « کلّکم راع و کلّکم مسئول.»

— در یک کلام می‌توان گفت «تعهد».

برخورد مسئولانه و احساس مسئولیت اهمیت زیادی دارد. تفاوت چنین رفتاری را با مدیریت امروز می‌بینید. چرا در خیلی از عرصه‌ها به مشکل بر می‌خوریم؟ چون آموزه‌ها را به کار نبسته‌ایم. درس‌های دفاع مقدس را کنار می‌گذاریم و به حالت سابق بر می‌گردیم.

سردار پیری: با یادآوری خاطرات و مرور آنها، ۳۷ مؤلفه را در خصوص شاخص‌های مدیریت جهادی دوران دفاع مقدس استحصال کردم و آنها را در اینجا به اختصار بیان می‌دارم. هر کدام از آنها دنیایی از پند است. همانطور که سردار زهدی فرمودند، باید هر کدام از اینها را مورد بحث و کنکاش قرار دهیم و به نسل جوان منتقل کنیم. ابتدا گردآوری و بعد هم انتقال علوم و معارف دفاع مقدس به نسل آینده اهمیت خاصی دارد. مبنای مدیریت جهادی مربوط به ۳۲ سال قبل بود که دفاع مقدس آغاز شد.

مؤلفه‌های مدیریت جهادی که در آن زمان می‌دیدیم عبارت بودند از: ۱- عزت نفس ۲- سخت کوشی ۳- توکل به خدا ۴- دوری از دنیاطلبی ۵- ایثار و از خودگذشتگی ۶- ساده زیستی و قناعت ۷- تلاوت قرآن و خواندن دعا ۸- عشق به ائمه ۹- ریسک‌پذیری ۱۰- شجاعت ۱۱- مطالعه ۱۲- راز و نیاز و شب زنده‌داری ۱۳- دشمن‌شناسی ۱۴- تعهد و پایبندی به اصول دینی ۱۵- استفاده بهینه از امکانات ۱۶- مشورت، بخصوص با زیردستان ۱۷- مردمی و خاکی بودن ۱۸- جوان بودن و جوان‌گرایی ۱۹- تقوا و صیانت نفس ۲۰- رسیدگی به خانه و خانواده ۲۱- امانت و رازداری ۲۲- دوری از غرور و کبر ۲۳- رازداری ۲۴- دوری از خودکامگی ۲۵- تبعیت از فرماندهی ۲۶- ضابطه‌مندی و پرهیز از رابطه مداری ۲۷- واقع‌گرایی و پرهیز از غلو، مبالغه و خودستایی، تبعیت از ولایت و ولایت مداری ۲۸- بصیرت در دین، غیرت و عبرت از تاریخ ۲۹- ایمان قلبی به اعمالی که انجام می‌دهیم ۳۰- داشتن روحیه و انگیزه‌ی معنوی قوی ۳۱- نظم و انضباط ۳۲- تلقی خدا به عنوان عالی‌ترین ناظر و بازرس ۳۳- درگیر نشدن در امور اداری پیچیده و بروکراسی منفی ۳۴- شکست ناپذیری ۳۵- اعتماد به نفس ۳۶- اخلاص ۳۷- تفکر و اندیشه.

هر کدام از شاخص‌های مذکور را به صورت مفصل و مصداقی می‌توانم درباره فرماندهان و شهیدان تشریح کنم. معتقدم مدیریت جهادی، یادگاری است ارزشمند از دوران پرافتخار ۸ سال دفاع مقدس که در آن دوره، بهترین سرمایه‌های انسانی و کمترین منابع مالی صرف شد. معتقدیم که فرماندهان و مدیران ما توانسته‌اند به بهترین نحو از آن الطاف الهی استفاده کنند. تعریفی از مدیریت جهادی با رویکرد دفاع مقدس ارائه می‌دهم: مدیریت جهادی با بهره‌گیری از ابزار علم و فناوری و هم جهت با اراده‌ی پروردگار بر اساس نقشه‌ی الهی به تمشیت امور می‌پردازد. در آینده شاخص‌ها و توضیحات بیشتری را ارائه می‌کنم.

سردار زهدی: ویژگی مهم دیگری که عامل موفقیت فرماندهان دفاع مقدس می‌شد حضور در صحنه بود. خودشان به مهلکه و خط مقدم می‌آمدند. اینطور نبود که سلسله مراتبی قائل باشند و بگویند «من فرمانده لشکر یا فرمانده گردان و تیپ هستم و وظیفه‌ای برای حضور در خط ندارم. در قرارگاهی به فاصله‌ی ۱۰ کیلومتر از خط مقدم می‌نشینم و دستور می‌دهم». فرماندهان دفاع مقدس در شرایط بحرانی و فشار، در کنار نیروها حضور می‌یافتند و همانجا تصمیم می‌گرفتند. البته این مسئله گاهی منجر به جراحت و شهادت آنها می‌شد ولی این نکته را اصل می‌دانستند. خیلی از ایشان دنبال شهادت بودند. شهید همت فرمودند: «چه کشته شویم و چه دشمن را شکست دهیم، پیروزیم».

شهید باکری شب قبل از عملیات در خط مقدم حضور می‌یافت و شخصاً خط دفاعی را آرایش می‌داد. به هر کس می‌گفت که در کجا خاکریز بسازد و کجا تیربار بگذارد. همه را راهنمایی می‌نمود. گاهی بایست ۲-۳ شبانه روز در خط می‌ماند تا اطمینان یابد که خط مستحکم شده و سقوط نمی‌کند. بعد به عقب و قرارگاه خودش بر می‌گشت. وقتی نیروها در لحظات بحرانی او را در صحنه می‌دیدند روحیه می‌گرفتند. هرگز ندیدم هنگامی که گلوله به طرف خط مقدم می‌آید، او سرش را خم کند. البته به او هشدار می‌دادم که اصول نظامی ایجاب می‌کند شما پناه بگیرید ولی می‌گفت: «اگر من سرم را خم کنم روحیه‌ی بقیه بچه‌ها از بین می‌رود. آنها داخل سنگر می‌روند و دیگر بیرون نمی‌آیند. من باید سینه را جلو بگیرم تا آنها مقاومت کنند».

تکه فیلمی از او پخش شد که به زبان آذری سخن می‌گفت و زیرنویس فارسی داشت. آنجا به نیروهایش توصیه می‌کرد که بدون توجه به عِده و عُده‌ی دشمن و میزان سلاح و آتش آنها جلو بروند. البته فرماندهی در طرح‌ریزی‌هایش توان دشمن را در نظر می‌گیرد و سنگر به سنگر می‌داند چه امکاناتی دارند ولی نیرو وقتی جلو می‌رود باید همه چیز را فراموش نماید. شهید باکری به نیروهایش می‌گفت: «همانطور که حضرت ابراهیم داخل آتش پرتاب شد و خدا آتش را برایش گلستان نمود، شما هم به سمت آتش بروید و برایتان گلستان می‌گردد». موضوع جالب دیگری می‌گفت که در هیچ تفسیری ندیده‌ام. خودش آن را در جبهه کشف کرده بود: «معتقدم حضرت ابراهیم که به طرف آتش پرتاب شد، در مسیری که به آن سمت می‌رفت، اگر یک لحظه تردید می‌کرد که آتش او را می‌سوزاند یا نه؛ حتماً می‌سوخت. ابراهیم با ایمان قاطع به سمت آتش می‌رفت و می‌دانست که نمی‌سوزد. شما نیز باید با همین عزم راسخ و ایمان قاطع جلو بروید».

دیگر ویژگی فرماندهان دفاع مقدس، نفوذ در قلوب زیردستان بود. این یکی از رمزهای موفقیت است. شهید همت و شهید باقری دائم همه را به نام «بسیجی» می‌خواندند. می‌گفتند: «ما خاک پای بسیجی هستیم. بسیجی امانتی است که خانواده‌ی او و جامعه به ما تحویل داده، پس باید به بهترین نحو از او حفاظت کنیم». به مسئولین و رده‌های پایین دست خود دستور می‌داد که بیشترین امکانات را در اختیار بسیجیان بگذارند و اگر چیزی باقی ماند به خودشان بدهند. می‌گفت: «اگر پتو کم دارید، دو تا به آنها بدهید و یکی به ما». در یک سخنرانی که فیلمش را دارم شهید باکری به بسیجی‌ها می‌گوید «شما ارباب هستید و ما نوکر! کارهای سخت را باید ما بکنیم و کارهای آسان را شما. باید بیشترین بهره‌مندی را شما داشته باشید و کمترین را ما! هر کس در یگان من غیر از این عمل کند بگویید تا با وی برخورد نمایم». بدین ترتیب در دل بسیجی‌ها نفوذ می‌کردند. می‌دیدید نصف شب در دل تاریکی بسیجی را سوار کمپرسی و کامیون می‌نمودند و رویش چادر می‌کشیدند و به خط مقدم می‌فرستادند. در آنجا پیاده می‌شد تا به طرف دشمن برود. در آن تاریکی اگر کسی بخواهد گوشه‌ای پنهان شود و به طرف دشمن نرود، دیگران نمی‌فهمند ولی بسیجی‌ها با جان و دل جلو می‌رفتند و به خاطر فرمانده جان خود را می‌دادند.

نفوذ در قلب‌ها ناشی از تکریم و بزرگ داشتن زیردستان بود. با فرماندهان زیردست، اقناعی برخورد می‌کردند. اینطور نبود که مثل سیستم‌های نظامی بگویند «چرا ندارد». حتی وقتی می‌خواستند طرح عملیاتی را اجرا کنند به بحث با هم گردان‌ها و هم گروهان‌ها می‌نشستند تا هر ابهامی مورد کنکاش قرار گیرد. اگر اشکالی وارد می‌شد می‌پذیرفتند تا تصحیح کنند و اگر وارد نبود طرف مقابل را قانع می‌ساختند. کسی که به سمت خاکریز دشمن می‌رفت هیچ ابهام و تردیدی برایش باقی نمی‌ماند. انگار این تصمیم را خودش گرفته!

در عملیات «والفجر ۸» آقای محسن رضایی فرمانده بودند. بعضی فرماندهان قرارگاه یا لشکر می‌گفتند: «این عملیات لو رفته، مشکلات دارد و موفق نمی‌شود». تردید داشتند. هر چقدر ایشان جلسات روزانه و شبانه گذاشت نتوانست ایشان را قانع سازد.» نهایتاً گفت: «بسیار خوب!». ابتدا در خرمشهر یک عملیات پشتیبانی دیگر را همزمان با والفجر ۸ تعریف کردند و به کسانی که تردید داشتند گفتند «شما بروید آنجا عمل کنید و ما اینجا اقدام می‌نماییم. اگر عبور کردیم و توفیقی به دست آمد شما هم بیایید تا ادامه دهیم. اگر نشد نیایید». اینطور نبود که بگویند: «من فرمانده هستم و دستور می‌دهم و شما باید اجرا کنید». آن عملیات هم به موفقیت رسید و بقیه همراه گشتند.

سرادر پیری: مهم‌ترین شاخصه‌ی سپاه، فرماندهی بر نیروهای مردمی بود. مؤلفه‌ی اصلی نیروهای مردمی داوطلب بودن آنهاست. ما بر اساس قوانین و ضوابط نظامی نمی‌توانیم مردم را به پای صحنه کارزار بکشانیم. چشم مردم باید فرمانده را ببیند و گوششان صدای او را بشنود. این نوع فرماندهی کاملاً متفاوت با ارتش‌های کلاسیک است. منِ بسیجی اگر چشمم فرمانده را نبیند تبعیت نمی‌کنم. تهمت می‌زنم و می‌گویم: «خودش ترسیده و عقب نشسته و مرا جلو فرستاده». از مهم‌ترین شاخصه‌های فرماندهی بر نیروهای مردمی، حضور در صحنه است. به همین دلیل، سپاه بیشترین فرماندهان شهید را در دوران ۸ سال دفاع مقدس داد. فرمانده لشکر حتی ۳۰ کیلومتر با خط فاصله نداشت. فرمانده تیپ، باید ۲۰ کیلومتر دور باشد ولی اینطور نبود. فرمانده گردان اصولاً در ۱۰ کیلومتری قرار می‌گیرد ولی در خط مقدم بود. فرمانده لشکر، فرمانده تیپ، فرمانده گردان و فرمانده گروهان همه در خط بودند و با هم می‌جنگیدند. هر کس به نوعی مدیریت و فرماندهی را انجام می‌داد.

وقتی نیروی بسیجی فرمانده لشکر را در صحنه می‌بیند با قوت قلب بیشتری می‌جنگد. به همین دلیل در سخت‌ترین شرایط و پیچیده‌ترین وضعیت‌ها خدا به ما کمک می‌کرد و عملیات به موفقیت می‌رسید. حضور فرماندهان در صحنه به خاطر وجود نیروهای مردمی بود. اگر بخواهیم با نیروهای زیردست تعامل کنیم باید مانند آنها شویم. در اینصورت کارهایمان پیش می‌رود. چنانچه مثل مدیر کل سوار ماشین آخرین سیستم شویم و وابسته به منشی و دفتر باشیم این نوع مدیریت نمی‌تواند از نوع جهادی باشد.

خودم شاهد بودم که شب اول عملیات والفجر ۸ سردار سرلشکر پاسدار سیدرحیم صفوی، فرمانده نیروی زمینی وقت و سردار سرتیپ حاج احمد غلامپور، فرمانده قرارگاه کربلا در صحنه حضور یافتند. ساعت ۹ شب عملیات والفجر ۸ آغاز گشت. ساعت ۳ نیمه‌شب، آنها آن طرف آب بودند. در کجای دنیا چنین چیزی را دیده‌اید؟ کجا فرمانده نیروی زمینی و فرمانده قرارگاه در کنار نیروهای بسیجی قرار می‌گیرند؟ به همین دلیل فرمانده لشکر که فرمانده نیرو را در کنار خود می‌دیدید، با قوت قلب بیشتری می‌جنگید.

سردار زهدی: تا اینجا اگر دوستان سؤالی دارند می‌توانند مطرح فرمایند.

— شما ۳۷ نکته درباره ویژگی‌های مدیران جهادی مطرح کردید. ما اکنون در نظام کارمندی هستیم. لطفاً بفرمایید که آیا این موارد در چنین ساختاری هم می‌تواند کاربرد داشته باشد؟

سردار پیری: هم اشاره به ابعاد ساختاری و هم شاخصه‌های آن کردم. مثلاً مدیریت باید برای رضای خدا باشد. شهید باکری فرمودند که اگر این نبود، موفقیتی نداشتیم. مدیریت ولایی یعنی سلسله مراتب را محترم بشماریم. من که زیردست بودم، دستور فرمانده خود را حکم الهی می‌دانستم. او را نه یک شخص عادی بلکه ولی خویش می‌پنداشتم و می‌گفتم «اگر خواسته‌اش را انجام ندهم تکلیفم را به انجام نرسانده‌ام». ولایت مداری سرلوحه‌ی کارهایمان بود. انعطاف‌پذیری در آموزش، انعطاف‌پذیری در ساختار سازمان، انعطاف‌پذیری در مأموریت و… را همیشه رعایت می‌کردیم.

در بعد رفتاری، در پی مدیریت داوطلبانه بودیم. خیلی از فرماندهان علاقه‌ای نداشتند در جایگاه مدیریتی قرار گیرند ولی فرمانده کل به آنها تکلیف می‌کرد. آنها می‌دانستند که پذیرش جایگاه، مسئولیت به دنبال دارد.

— یکی از ۳۷ مؤلفه‌ای که بیان کردید «اعتماد به نفس» بود. در جایی خواندم که اعتماد به نفس را نمی‌توان جزء شاخصه‌های قرآنی دانست. در قرآن توصیه به این نکته نشده و فقط توکل به خدا را اصل دانسته‌اند. اعتماد به نفس را چطور معنا می‌کنید؟

سردار پیری: اعتماد به نفس بر اساس همان اعتقاد قلبی به خداوند است. بر نفس خویش غلبه می‌کنیم و کاری که برای رضای خدا باشد به انجام می‌رسانیم.

سردار زهدی: اعتماد به نفس فرمول ساده‌ای دارد و همسایه‌ی نزدیک غرور به حساب می‌آید. با لغزش کوچکی می‌توان به آن طرف افتاد. مغرور می‌گوید: «من می‌توانم و تو نمی‌توانی». خود کم‌بین می‌گوید: «تو می‌توانی و من نمی‌توانم». اعتماد به نفس یعنی بگوییم «تو می‌توانی و من هم می‌توانم». این توانستن، ریشه در اتکال الهی دارد. شهید همت می‌گفت «وقتی قلمت، قدََمت و سخنت برای خدا باشد آنگاه اعتماد به نفس پیدا می‌کنی و الهی می‌شوی. در مقابل مشکلات، خودت را نمی‌بینی بلکه پروردگار را مشاهده می‌کنی». خدا قدرت بی‌کران دارد و بزرگترین پشتوانه است.

— أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ!

سردار زهدی: اعتماد به نفس به همین صورت حاصل می‌شود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *