گفتگو با حجت‌الاسلام رجایی نیا _ مرکز الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت

گفتگوی با حجت‌الاسلام رجایی نیا ، رئیس دبیرخانه حوزوی مرکز الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت

از جدیت دشمنان تا اهمال برخی از دوستان

شاید بتوان گفت مدیریت جهادی به عنوان یکی از منطقی‌ترین و کارآمد‌ترین الگوهای مدیریتی در تمامی عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ورزشی عاملی در جهت تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران باشد. اما نکته حائز اهمیت در این بین، آن است که تحقق این نوع مدیریت از طریق صدور بخشنامه و آیین‌نامه امکان‌پذیر نیست؛ بلکه نیازمند عزمی جدی است و زمانی چنین رویکرد مدیریتی محقق می‌شود که مردم و مسئولان ضرورت وجودی آن را درک کرده باشند. یکی از ویژگی‌های مثبتی که این نوع مدیریت داراست، این است که با فرهنگ ما بیگانه نیست و در دوره‌های مختلف با توجه به نیاز روز مورد استفاده قرار گرفته؛ بنابراین این نوع مدیریت ریشه در انقلاب ما دارد و از دل انقلاب بیرون آمده و بار‌ها شاهد نتایج مثبت آن بوده‌ایم. با توجه به اینکه از این نوع مدیریت تفسیرهای متفاوتی می‌شود بر خود واجب دانستیم تا برای بررسی موضوع با حجت‌الاسلام مهدی رجایی نیا، رئیس دبیرخانه حوزوی مرکز الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت به گفتگو بپردازیم.

  • مدیریت جهادی، مدیریت علمی و مدیریت اسلامی چه نسبتی با هم دارند؟

به نظر می‌رسد که مدیریت اسلامی مفهوم عامی است که هم شامل مدیریت علمی و هم شامل مدیریت جهادی می‌شود و مفاهیمی همچون مدیریت جهادی و مدیریت علمی مفاهیمی خاص‌تر از مفهوم مدیریت اسلامی هستند. واژه مدیریت به معنای مجموعه فعالیت‌هایی که شامل برنامه‌ریزی، ساماندهی، کنترل و نظارت است و عناصر مدیریت نیز مدیر، منابع انسانی، قوانین و مقررات و فرهنگ مدیریتی هستند که در بحث مدیریت مطرح و به آنان پرداخته شده است.

  • چه تفاوتی میان مدیریت اسلامی با دیگر مدیریت‌هاست؟

تفاوت مدیریت اسلامی با مدیریت‌های رایج، به مرز بین تعریف اسلام از جامعه و تعریفی که غیرمسلمانان و غیر دینداران از جامعه ارائه می‌دهند بازمی‌گردد. از نظر اسلام ما با دو مفهوم اساسی در زندگی یعنی خدا و خود مواجه هستیم که این دو مفهوم از مفاهیم کلیدی هستند که بر نگرش‌ها و رفتارهای انسان تأثیر بسیار زیادی دارند. در جایی که انسان با مفهوم خدا آشنا می‌شود و آن را درک می‌کند و در می‌یابد با توجه به اینکه تلاش می‌کند رفتار‌هایش را بر اساس دستورات خداوند تنظیم کند، نگرش‌ها و رفتار‌هایش تغییر می‌کند، زیرا زمانی که مفهوم خدا در زندگی مطرح می‌شود به این معنا است که ما باید هدایت تشریعی خدا را نیز بپذیریم و راهی را که خدا برای رستگاری و سعادت ما تعیین کرده قبول کنیم؛ چرا که او خالق و عالم مطلق است و به همه زوایای هستی علم مطلق دارد. طبعاً کسی که عالم مطلق است می‌تواند راهنما و هدایت کننده باشد؛ اما زمانی که خداوند کنار می‌رود و خود مطرح می‌شود، یعنی زمانی که انسان‌محور می‌شویم و تنها خود را می‌بینیم مفاهیمی مانند نفع شخصی، نفع ملی و غیره جایگزین خواهد شد و انسان تلاش می‌کند در پرتو خواسته‌های نفسانی خود، دانش و علم محدودی که دارد راه خود را پیداکرده و حرکت کند.

در اینجا انسان تحت سیطره طاغوت و شیطان قرار گرفته و راهنمای وی شیطان خواهد بود که طی کردن چنین مسیری، نتیجه‌ای متفاوت با آنچه که باید داشته باشد، دارد. چنانچه همین بحث مبنایی را بخواهیم در مدیریت اعمال کنیم و مدیریت اسلامی را برگزینیم، مدیریتی خدامحور خواهیم داشت، مدیریتی که بر مبنای درک صحیح انسان از خدا، هستی، پیروی و اطاعت از خدا قرار می‌گیرد. شاید یکی از مهم‌ترین دستورات الهی برای سعادت انسان، آیات شریفه قرآن در رابطه با ایمان و عمل صالح است که رمز موفقیت و سعادت انسان را ایمان و عمل صالح می‌داند. تفاوت مدیریت اسلامی با مدیریت غیر اسلامی یا غیردینی در همین جا نهفته است که باید مبتنی بر ایمان و عمل صالح باشد نه مبتنی بر منافع فرد و سازمان. به این معنا زمانی که فردی در پست مدیریت قرار می‌گیرد چنانچه حرکتش بر اساس گسترش ایمان، رفتار و عمل صالح باشد آنگاه مدیریتش، مدیریتی اسلامی خواهد بود.

  • جایگاه علم و آگاهی در مدیریت اسلامی کجاست؟

یکی از ویژگی‌های عمل صالح توجه به علم است، بنابراین مدیریت علمی یکی از شاخص‌های مدیریت اسلامی است؛ بنابراین تباین و تضادی بین مدیریت جهادی و مدیریت علمی نیست. مدیریت علمی یعنی اقدامات، مبتنی بر شناخت واقعیت و حقیقت باشد. چنانچه انسان هر اقدامی که انجام می‌دهد از روی نا‌آگاهی باشد، ولو اینکه نیت خوبی داشته باشد، اقدام اشتباهی انجام داده است که نتایج آن اشتباه، دامن‌گیر ما خواهد شد هر چند که نیت ما خیر باشد. بنابراین صرف نیت کفایت نمی‌کند؛ بلکه عمل باید صالح باشد که یکی از شاخصه‌های صالح بودن عمل، مبتنی بر علم بودن است. قرآن کریم به پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم می‌فرماید چیزی که به آن علم نداری به آن اقدام نکن. بنابراین اینکه مدیریت علمی را در مقابل مدیریت اسلامی یا جهادی قرار دهیم برداشت غلطی است. چنانچه مدیریت علمی نداشته باشیم طبعاً مدیریتی اسلامی نیز نخواهیم داشت. مدیریت اسلامی مفهومی فرا‌تر از مدیریت علمی است؛ به این معنا که علاوه بر علم فاکتورهای دیگری نیز در عمل صالح دخیل هستند و تنها علم نیست به این معنا که ارزش‌های اسلامی در انتخاب عمل دخیل است.

  • واژه جهاد در عبارت مدیریت جهادی چه ابعادی به این مفهوم می‌افزاید؟

جهاد یک معنای لغوی و یک معنای اصطلاحی دارد. در معنای لغوی جهاد به معنای به کار گرفتن سعی و تلاش بیشتر است. در قرآن کلمه جهاد بیش از ۴۰ بار آمده است، همچنین بیش از ۳۰ بار از کلمه تلاش استفاده شده است. بنابراین بین این دو تفاوت وجود دارد. جهاد به تعبیر قرآن عملی در راه خدا است که این عمل هم ممکن است مالی و هم جانی باشد. بر اساس این جهاد، انسان تلاش می‌کند برای تحقق نام خدا در زمین جهاد را انجام دهد. در مقابل این جهاد، جهاد کفار و منافقان وجود دارد که در عرصه‌های مختلف فناوری، اقتصادی و سیاسی، سلامت و غیره مطرح می‌شوند؛ زیرا عرصه‌های جنگ در حال گسترش است و تنها در عرصه نظامی خلاصه نمی‌شود.

  • وقتی جهاد مطرح می‌شود، با چه گروه‌هایی در داخل و خارج مواجه می‌شویم؟ چون بالأخره عرصه، عرصه نبرد و مبارزه است.
  • زمانی که از کلمه جهاد استفاده می‌کنیم طبیعتاً در مقابل این جهاد دو گروه وجود دارند که یک گروه دشمنان هستند که مرزشان مشخص است و گروه دیگر که در جامعه اسلامی وجود دارند که منافقین هستند. در اینجا مدیریت جهادی مصداقی خاص از مدیریت اسلامی دارد؛ به این معنا که ناظر به حوزه عملی است که در مقابلش دشمن وجود دارد و جنگی در جریان است. بنابراین این نوع مدیریت نیز مدیریت اسلامی است، اما این مفهوم را می‌رساند که در مقابل ما یک کارزار وجود دارد.
  • این جهاد، غالباً در چه حوزه‌هایی مطرح می‌شود؟

با توجه به اینکه جنگ گسترده شده است بنابراین هم در عرصه‌های نظامی باید به این مسئله توجه شود؛ زیرا نیروهای مختلف علیه ما در کشورهای همسایه و در دریا حضور دارند که همین مسئله می‌طلبد ما در حوزه دفاعی فعالیت‌های گسترده‌ای انجام دهیم. عرصه دیگری که امروز دشمنان در آن وارد جنگ با ما شده‌اند، عرصه اقتصاد است به طوری که بسیار جدی واردشده و حتی خودشان نیز بار‌ها گفته‌اند که تاکنون چنین جنگ اقتصادی وجود نداشته و در مقابل هیچ کشوری اعمال نشده است. در خصوص انتقال تکنولوژی به شدت سختگیری می‌شود و به بهانه‌های هسته‌ای و نظامی، اجازه وارد شدن تکنولوژی را به ایران نمی‌دهند. عرصه دیگر عرصه سلامت است. برخی از اقداماتی که دشمنان انجام می‌دهند نتیجه‌اش در بلندمدت در درون نظام ظاهر خواهد شد و بسیاری از این مسائل توسط منافقینی که در داخل کشور هستند، صورت می‌گیرد. به طور مثال خطرات زیست‌محیطی و آلودگی‌ها که به نظر می‌رسد ناشی از هدایت‌های دشمن توسط منافقین درون کشور به شکل آگاهانه انجام می‌شود. یکی از آثار مخرب این مسائل این است که در آینده دامن‌گیر سلامت جامعه می‌شود و احیاناً حملات بیولوژیکی نیز از این نوع هستند. ما نباید دشمن را در این زمینه‌ها بی‌کار تلقی کنیم و باید به این امر توجه داشته باشیم که منافقان نیز بسیار به آنان کمک می‌کنند.

  • در این زمینه می‌توان به مصادیقی هم اشاره نمود؟

زمانی که در حال جنگ هستیم باید جهاد کنیم و زمانی که مفهوم جهاد مطرح می‌شود مفهوم مدیریت جهادی نیز خود را آشکار می‌کند؛ به طور نمونه زمانی که در جنگ، کشورمان هدف حملات هوایی و موشکی قرار گرفته بود ابزاری برای مقابله با دشمن نداشتیم بنابراین در قالب یک مدیریت جهادی بود که رزمندگان اسلام موفق شدند موشک‌هایی به کار گیرند و علیه دشمن استفاده کنند. آن کار‌ها با مدیریت جهادی انجام شد. در این بین مدیریت جهادی دو شاخصه پیدا می‌کند، یکی حداکثر تلاش و دیگری قصد قربت که این دو باید در کنار هم قرار گیرند. در این میان نه نفع شخصی و نه نفع ملی مطرح است؛ بلکه بحث این است که یک جامعه ایمانی یا مسلمان هدف قرارگرفته و دشمنان قصد نابودی جامعه را دارند و ما به خاطر خدا و برای حفظ این جامعه ایمانی باید حداکثر تلاش خود را همراه با قربت الی الله به کار گیریم که چنانچه این کار را انجام دهیم به تعبیر قرآن اعظم درجات است یعنی بیش‌ترین پاداش‌ها را خدا به مجاهدین می‌دهد و این افراد به تعبیر قرآن فائزون هستند و به رستگاری مطلق نائل می‌شوند. امروز بسیاری از بنگاه‌ها و فعالین اقتصادی ما باید بپذیرند که در جنگ اقتصادی قرار داریم و فضا، فضای مدیریت عادی نیست؛ بلکه باید به خاطر خدا و با قصد قربت تلاش کنیم تا در عرصه اقتصادی پیروز شویم.

بنابراین مدیریت جهادی خود بخشی از مدیریت اسلامی است اما در شرایطی خاص و در فضای مقابله با دشمن، حال ممکن است این دشمن داخلی باشد یا خارجی، آنچه مهم است این می‌باشد که قصد نابودی جامعه اسلامی را دارند و درصدند به هر طریقی نظام اسلامی را براندازند.

  • وجه تمایز مدیریت جهادی با دیگر سبک‌های مدیریت در چه مؤلفه‌هایی است؟

تفاوتش در این است که در مدیریت غیر اسلامی، محور فعالیت سازمان‌ها و اشخاص، منافع شخصی‌شان است که حاضرند با روش‌های نادرست برای رسیدن به منافع شخصی اقدام کنند؛ اما در اسلام این‌چنین نیست البته در اسلام نفع شخصی را منکر نیستیم؛ اما این نفع شخصی باید در چارچوب احکام، عمل صالح و ضوابط اسلامی باشد. در مدیریت اسلامی انگیزه‌ها نقش مهمی دارند. در مدیریت غیر اسلامی ممکن است افرادی محصولی را تولید کنند که به جامعه ضرر می‌رساند، این در حالی است که در کشوری که مدیریت اسلامی وجود دارد نمی‌توانیم محصولی را تولید کنیم که به جامعه ضربه وارد می‌کند، نمی‌توانیم اعمال غیر صالح انجام دهیم و اولویت‌ها را در نظر نگیریم. به طور مثال جامعه به دو محصول نیازمند است، اما از بین این دو محصول یک مورد ضروری‌تر است که شرکت باید آن محصولی که ضروری‌تر است هر چند سود کمتری داشته باشد را تولید کند. مدیریت اسلامی اقتضا می‌کند محصول ضروری‌تر تولید شود یعنی معیار تصمیم‌گیری‌ها نباید سود باشد.

  • نسبت و رابطه مدیریت جهادی با الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت در چیست؟

یکی از ابعاد الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت این است که جامعه باید در چهارچوب مدیریت جهادی حرکت کند و این مفهوم فراگیر شود. برخی تصور می‌کنند در مدیریت جهادی باید حداکثر تلاشمان را به کار گیریم. قرآن در این حوزه، مفهوم جهاد را به کار نبرده بلکه مفهوم سعی را به‌کاربرده است. در این مفهوم انسان ممکن است تلاش کند؛ اما تلاشش دو بعد دارد که در یک بعد ممکن است منجر به گمراهی و ضلال شود و یا ممکن است سعی درست باشد که سعی مشکور است و خداوند پاداش آن را می‌دهد.

خداوند در قرآن می‌فرماید انسان چیزی برایش نیست مگر‌‌ همان سعی و تلاشش در این عالم، بنابراین جهاد به معنای حداکثر تلاش و سعی چنانچه در چهارچوب عمل صالح و ایمان باشد یکی از ویژگی‌های مدیریت اسلامی است و به این مفهوم، مدیریت جهادی یک شاخصه برای همه حالات است به طوری که در شرایط عادی نیز نباید بی‌کار نشست؛ بلکه باید حداکثر تلاش خود را به کار گرفت. اما جهادی که در قرآن تکرار شده به این معنا نیست و مراد به سعی نیست؛ بلکه جهادی در مقابل کفار و منافقین در هر عرصه‌ای می‌باشد. بنابراین الگوی مدیریت جهادی بخشی از الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت است که شاخصه‌های خود را دارد.

  • برای گفتمان سازی مدیریت جهادی در سطح جامعه چه اقداماتی باید صورت گیرد؟

در رابطه با گفتمان سازی در حقیقت باید یک گفتمان عامی در جامعه داشته باشیم که جامعه ما طی این ۳۶ سال نشان داده که پایبند به این گفتمان است. بحث پایبندی به ارزش‌های اسلامی از جمله استقلال جامعه اسلامی، ولایت مؤمنین در جامعه اسلامی و نه ولایت کفار، مؤمن بودن حاکمان و شایسته بودن برای حکومت ارزش‌هایی هستند که در جامعه ما وجود دارد و مردم آن‌ها را پذیرفتند.

این ارزش‌های عام که در حقیقت بستر مدیریت اسلامی را فراهم می‌کند نباید کمرنگ شود؛ زیرا چنانچه برای مردم ارزش‌های مادی پر رنگ شوند و بعد به مردم القا شود که تأمین دنیایتان در گرو وابستگی و پذیرش ولایت کفار است؛ آنگاه زمینه مدیریت جهادی و مدیریت اسلامی از بین خواهد رفت، کما اینکه در ۳۶ سال پس از انقلاب و به ویژه در چند سال اخیر شاهد چنین القائاتی بوده‌ایم. این در حالی است که با توجه به اینکه کفار مایل به عزت جوامع اسلامی نیستند، ممکن است پس از پذیرش ولایت آنان در کوتاه مدت امکاناتی را فراهم کنند؛ اما در بلندمدت سعادت نصیب کشور نخواهد شد. چنانچه ما سرسپرده باشیم آنان تلاش خواهند کرد ما را به استضعاف بکشانند و به بد‌ترین حالت برگردانند. چنانچه در مقام مقایسه برآییم درخواهیم یافت کشورهایی اسلامی که پیشرفت کرده‌اند، این پیشرفت در سایه استقلال بوده نه وابستگی. کشورهایی که وابستگی را برگزیدند همچنان در ذلت باقی‌ مانده‌اند.

  • مدیریت جهادی و گذران امور زندگی چه تناسبی با هم دارند و چگونه می‌توان بین این دو تعادل برقرار کرد؟

انسان در صحنه جهاد از یک سری از مسائلی که در زندگی شخصی‌اش وجود دارد باید دست بردارد، زمانی که به جنگ می‌رود باید از خانواده‌اش دور شود و باید گرما و سرمای راه را قبول کند و سختی‌ها را بپذیرد. انسان در شرایط جهادی با یک زندگی آرام و مرسومی رو به رو نیست. چنانچه صحنه، صحنه جهاد باشد ما باید یک سری از راحتی‌ها در زندگی شخصی را کنار بگذاریم و در مسیر الهی از خود گذشتگی داشته باشیم. در اینجا بحث خانواده نیز مطرح می‌شود. خانواده‌ها نیز باید بپذیرند که در زمان جهاد هستند و تصور نکنند در شرایط عادی به سر می‌برند، چنانچه خانواده‌ها این شرایط را به درستی درک کنند آنگاه آنان نیز در این جهاد سهیم هستند و خود نیز به نوعی جهاد می‌کنند. در شرایط عادی بین کار و زندگی باید تعادل را حفظ کنیم؛ اما در شرایط جهاد این مسائل به هم می‌ریزد و بایستی ما به آن مسیری که در آن در جنگ هستیم گام برداریم.

  • چرا علی‌رغم گذشتن ۹ ماه از سال، اقدامات مناسبی به ویژه از جانب دستگاه‌های دولتی در جهت تحقق نامگذاری سال ۹۳ توسط مقام معظم رهبری صورت نگرفته است؟

شاید علتش این باشد که برخی جریانات سیاسی در کشور نمی‌خواهند باور کنند که ما در جنگ هستیم و تصور می‌کنند دشمنی‌هایی که در عرصه بین‌المللی وجود دارد به دلیل شعار یا گفته یک مسئول است و آنان به سادگی می‌توانند این جنگ را خاتمه دهند. در این مسئله یک محاسبه استراتژیک وجود دارد که برخی آن را متوجه می‌شوند و در مقابل دشمن قد علم می‌کنند، اما دسته دیگر که متوجه این مسئله می‌شوند با توجه به اینکه در عرصه دشمن فعالیت می‌کنند، خود را به نفهمیدن می‌زنند. ما نمی‌خواهیم قضاوت کنیم که این جریانات آیا عامدانه این کار را می‌کنند یا آگاهانه. در این میان یک جنگ ما با منافقین است و منافقین آنهایی هستند که تلاش می‌کنند نشان دهند این جنگ‌ها وجود ندارد و این‌ها مسائلی ظاهری هستند که به راحتی برطرف می‌شوند. برای افرادی که این تفکر را دارند مفهوم مدیریت جهادی معنا پیدا نمی‌کند؛ زیرا جنگی را متوجه نمی‌شوند. تلقی آنان این است که سوء تفاهماتی است که با گفتگو برطرف می‌شود. چنانچه نگاه ما این گونه باشد که کسی قصد براندازی نظام، استقلال و آزادی ما را ندارد مفهوم مدیریت جهادی معنا ندارد. این یکی از عواملی است که باعث شده بحث مدیریت جهادی جدی گرفته نشود. درحالی‌که واقعاً این‌چنین نیست و تجربه انقلاب اسلامی به ما نشان داده که این جنگ، جنگی جدی است و شدید‌تر خواهد شد و این امر مصاحبه‌ای جدا می‌طلبد که چرا این جنگ وجود دارد و صرفاً یک سوءتفاهم نیست. چنانچه ما جنگ را قبول داشته باشیم باید مدیریت جهادی را بپذیریم و فرهنگ‌سازی کنیم و جامعه هم جهاد و هم اقتضائات جهاد را بپذیرد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *