دکتر منتظری

سخنرانی جناب آقای دکتر منتظری رئیس سابق جهاد دانشگاهی در نخستین گردهمایی سراسری مدیریت جهادی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

والذین جاهدو فینا…..

با عرض ادب و احترام خدمت حضار گرامی، مهمان‌های عزیز، پیشکسوتان جهاد و شهادت که در محضرشان هستیم. چند دقیقه‌ مصدع اوقات هستم؛ اگر چه صحبت کردن در حضور برادران بزرگوار مثل سرلشکر صفوی و سرتیپ امیر موسوی برادر مهران پور سخت است ولی برای این که من اعتمادبه‌نفس پیدا کنم چند خطی را از رو می‌خوانم تا بعد وقتی که آن اعتماد کامل حاصل شد چند جمله‌ای را شروع می‌کنم و خارج از نوشته تقدیم می‌کنم. بدون شک مدیریت جهادی محصول فرهنگ جهادی است فرهنگی که ساخته آن فرهنگ اسلام  است فرهنگی که مبنای آن تلاش و کوشش خستگی‌ناپذیر در راه تحقق ارزش‌های الهی است. مدیریت جهادی در بستر چنین فرهنگی متولد می‌شود و بالندگی می‌یابد. مدیریت جهادی بدون برخورداری از فرهنگ جهادی امکان‌پذیر نیست فرهنگی که در آن حضور بر سجاده عبادت، حضور در کلاس درس و آزمایشگاه، تلاش علمی، خدمت به خلق و دستگیری محرومان و مستضعفان همه و همه دارای یک منشأ واحد است و آن هم بندگی ذات ربوبیت و برپایی قسط و عدل است. به هر حال با چنین دیدگاه‌هایی است که مدیریت جهادی شکل می‌گیرد. برخی از ویژگی‌های آن را می‌توان به شرح زیر فهرست نمود با توجه به وظیفه‌ای که دوستان برگزارکننده به عهده بنده گذاشتند سعی می‌کنم در این جا نکاتی در مورد جهاد علمی و دست آوردهایی که ما  در جهاد علمی دانشگاهی در این زمینه داشتیم خدمتتان عرض بکنم. در پرتو فرهنگ جهادی یکی از اصول اساسی و اولیه ما برای جهاد علمی همان خودباوری بود. در واقع با توجه به رهنمودها و فرمایشات معمار کبیر انقلاب امام (ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری مجموعه جهاد دانشگاهی تلاشش بر این بود که بتواند بذر خودباوری را در مراکز علمی و تحقیقاتی ما بپاشد و خود به عنوان یک الگو جلودار و پیشتاز چنین حرکتی باشد پیشتاز چنین حرکتی که در دوم اردیبهشت ۱۳۵۹با نام نهضت انقلاب فرهنگی آغاز شد.

برای این که ما بتوانیم دانشگاه و مراکز علمی مستقلی داشته باشیم، و بتوانیم با استعداد و تلاش ایرانی در راه شکوفایی کشور قدم برداریم مثل سایر نهادهای انقلابی اسلامی که از تعدادی از جوانان پیرو خط امام شکل‌گرفته، در جهاد هم نطفه چنین حرکتی علمی بسته شد.  اگر چه در روزهای اولیه در این زمینه تجربه محدود بود اما تلاش شد با توجه به نیازهای فرهنگی، حرکات و برنامه‌هایی را در این جهت شکل دهیم. شاید اوج این حرکات و دست آوردهای جهاد دانشگاهی را، در تولید و تکثیر و انجماد سلول‌های بنیادی ملاحظه کرده باشید. در واقع دست‌یابی به چنین دانش و فناوری، محصول ایمان و تلاش جوانانی بود که در راه انقلاب اسلامی و در راه خدمت به مردم و استقلال علمی ما قدم برداشتند. شاید برای شما جالب باشد که کسانی که در این پروژه کار می‌کردند یک ارتباط ایمانی و معنوی قوی برای خود داشته که در هر موقعیتی با صلوات و دعا و راز و نیاز قدم بر می‌داشتند و این ارتباط معنوی خود را با هیچ دست آوردی فراموش نمی‌کردند، مغرور نمی‌شدند و همه این‌ها را عنایت الهی می‌دانستند. وقتی ما برای گزارش اولیه محضر رهبر فرزانه انقلاب رسیدیم، عده‌ای ما را مورد تمسخر قرار دادند و می‌گفتند این‌ها فقط نمایش و تبلیغات است و إلا دست‌یابی به چنین فناوری امکان‌پذیر نیست حتی در محیط دانشگاهی و علمی چنین دیدگاهی وجود ندارد؛  به هر حال دوستان ما تلاش کردند و قدم‌های بعدی را برداشتند و عملاً ثابت کردند که با ایمان قوی و با توکل بر خدا می‌توان به قله‌های دانش دست پیدا کرد و فراموش نمی‌کنیم در همان ایام رهبر معظم انقلاب اسلامی بر دوستان ما می‌فرمودند که هنوز از نتایج سحر است، باش تا صبح دولتت بدمد و یکی از مشوقان و حامیان اصلی این حرکت بزرگ علمی شخص ایشان بودند و دوستان ما هم در پناه همین حمایت‌ها و تشویق‌های معنوی بحمد الله توانستند این راه را ادامه بدهند و هنوز هم ادامه دارد. وقتی چنین پیروزی‌هایی در مدیریت جهادی حاصل می‌شود باید توجه کنیم که محصول یک نوع نگاه به مدیریت است که در این حوزه‌ها اعمال می‌شود و من به بخشی از این ویژگی اشاره می‌کنم: یکی از آن‌ها این است که در مدیریت جهادی عناوین، پست‌ها و مقام‌ها اعتباری هستند و نه جوهری و ذاتی و اینکه یکی رئیس است و یکی معاون است این‌ها همه در واقع نوعی تقسیم وظیفه است. در فرهنگ جهادی این مقام‌ها به ذات خود ارزشی ندارند  بلکه ارزش این مقام‌ها به آن است که این افراد باید مسئولیت بیشتری بپذیرند و تلاش بیشتری از خودشان نشان بدهند والا عناوین باعث برتری فردی بر فرد دیگر نمی‌شود و در چنین فضایی می‌توان اندیشه‌ها را شکوفا کرد، جوانان را امید وار کرد و بذر یأس و ناامیدی از محیط‌های علمی و مراکز تحقیقاتی دور کرد. نکته دیگر که در این نوع مدیریت مورد توجه است، این است که در این نوع مدیریت، مدیر باید مظهر ایثار و تلاش بیشتر و درعین‌حال از جهت مادی از همه کمتر منتفع باشد. اگر ما بخواهیم مدیریت جهادی و فرهنگ جهادی را گسترش بدهیم باید به این نکته مهم توجه کنیم نه اینکه مدیران کسانی هستند بیشتر از همه منتفع می‌شود و کمتر از همه کار می‌کنند و دیرتر از همه می‌آیند و زودتر از همه  می روند. در مدیریت جهادی مدیران مظهر خستگی‌ناپذیری هستند. مدیریت جهادی مدیریتی مردم‌گراست در چنین رویکردی مدیران خودشان را در پستوها و اتاق‌های در بسته خود محصور نمی‌کنند؛ متأسفانه بلایی که هم اکنون به آن دچار شده‌ایم. اگر شما بخواهید یک مدیر را ببینید یا اصلاً ده‌ها مرتبه پایین تر از مدیر را ببینید مشکلات فراوانی خواهید داشت که در فرهنگ جهادی و مدیریت جهادی به هیچ‌وجه این‌ها قابل‌قبول نیست و اگر می‌بینید که ما با این ارزش فاصله گرفتیم و حتی گاهی اوقات افراد و نخبگان جوان ما دچار یأس شده‌اند بدون شک نتیجه برخوردها و روش‌های مدیریت غیر جهادی است. در مدیریت جهادی درها باز هستند. کارهای نمایشی و تبلیغاتی و مثلاً اعلام اینکه امروز روز ملاقات مردمی است حالا هرکسی می‌خواهد بیاید، بیاید؛ این‌ها کارساز نیست و مدیر جهادی باید در یک سازمان یا در یک محیط علمی یا اجرایی واقعاً در کنار سایر افراد در خدمت مردم باشد و به راحتی قابل‌دسترس باشد.  ما در مدیریت جهادی به شجاعت در تصمیم و عمل احتیاج داریم تا مدیران در موقع لازم تصمیم لازم را اتخاذ بکنند و با جلسات متعدد و با دفع الوقت اندیشه‌ها را از بین نبرند. بخشی از ضایعاتی که در حوزه مدیریت یا در جامعه نخبگان خودمان داریم به خاطر همین دفع الوقت‌ و همین جلسات بی‌حاصلی است که همگی در گیر آن هستیم و غافل از این که در بیرون از آن درها و در خیابان و کوچه‌ها و مراکز علمی و تحقیقاتی ما چه می‌گذرد و اندیشمندان ما چه می‌گویند و چگونه تفکر می‌کنند. مدیریت جهادی اهل مشورت است، مدیریت جهادی نقدپذیر است، مدیریت جهادی بر دل‌ها مدیریت می‌کند نه با بخشنامه و آیین‌نامه و دستورالعمل‌های اداری، مدیریت جهادی مدیریتی است که قلب‌ها را فتح می‌کند و بر اساس همین می‌تواند اجتماعی از نیروهای کارآمد را فراهم کند در کنار خودش که به او کمک کند و کارها را صحیح تر انجام دهد. من نکات دیگری هم یادداشت کرده‌ام که با دو ستان  برگزارکننده همراهی کنم ولی به همین مختصر اکتفا می‌کنم. انشا الله اگر لازم شد تری و دوستان ضروری دیدند، در یک فرصت مناسب و در یک جلسه تخصصی در خدمتشان هستیم و مصدع اوقات خواهم شد. باز هم از اینکه وقت شما را گرفتم و مزاحم شدم پوزش می‌طلبم و عذرخواهی می‌کنم.

والسلام علیکم و رحمه‌الله

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *