#مدیریت_جهادی #نسرین_سلطانخواه

دکتر محسن رضایی

سخنرانی جناب آقای دکتر محسن رضایی در نخستین گردهمایی سراسری مدیریت جهادی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

حسبنا الله و نعم الوکیل

تشکر می‌کنم از دوستانی که در مرکز مطالعات و گروه‌های جهادی که مبحث مدیریت جهادی را مورد توجه قرار دادند تا مورد بحث و نقد و مطالبه قرار بگیرد. مدیریت جهادی و انقلابی اولین بار در صدر اسلام به ظهور رسید که مظهر آن مدیریت امیر المومنین در غزوات صدر اسلام است. در کشور ما مخصوصاً عملیات خیبر که اوج ابتکار و نوآوری نبرد وجود داشت. ما در عملیات طریق‌القدس و کربلای ۵ از همین ابتکار امیر المومنین استفاده کردیم ولی اسناد و مدارک خیلی دقیقی ما از مدیریت به دستمان نرسیده است و برای مطالعه مقدار زیادی دستمان خالی است. اما خوشبختانه در جریان انقلاب اسلامی در ۳ حادثه پی در پی و به هم پیوسته، انبوهی از اسناد و مدارک برای مطالعه و بررسی بحث مدیریت جهادی وجود دارد: اولین آن حادثه انقلاب اسلامی است. حادثه انقلاب اسلامی با مدیریت جهادی به نتیجه رسید. مسئله دوم امنیت است. سال‌های ۵۸ تا ۶۴ این چند سال که مسئله امنیت در کشور مدیریت شد. حادثه سوم دفاع مقدس است که بلوغ مدیریت جهادی را در این ۸ سال می‌شود دید و مطالعه کرد. مدیریت جهادی در صدر اسلام توانست از یک جامعه بسیار عقب‌افتاده که در جدول تمدن‌های تاریخ  بشر آخرین بود، یک نیرویی ساخت که بزرگ‌ترین تمدن‌های تاریخ را به زانو در آورد، هیچ‌چیز هم نداشت. جامعه هم جامعه عقب‌افتاده بود. در دوران انقلاب که پیروزی خون بر شمشیر بود خود مردم ما توانست یکی از قوی‌ترین رژیم‌های سیاسی نظامی امنیتی منطقه را از پا در بیاورد رژیم شاه هم پلیس خیلی قوی داشت و هم ساواک خیلی قوی بود و ارتش بسیار قوی هم داشت. پادشاه عمان برای شاه نامه می‌نوشت و می‌گفت این‌جانب چاکر شما، می‌خواهم یک کاخی درست کنم دلم می‌خواهد باب میل شما درست کنم و نقشه آن را شما بدهید ولی مردم با مدیریت جهادی و دست خالی توانستند این  قدرت را به زانو در بیاورند یک چیزی شبیه معجزه است. دومین حادثه امنیت بود. دو هفته بعد از پیروزی انقلاب، دموکرات‌ها در مهاباد حمله کردند و شهر را گرفتند، پادگان ارتش را گرفتند، توپ صد و پنج را  به خارج شهر بردند و با آن داخل شهر را کنترل می‌کردند اگر ادارات دولتی کار می‌کرد چند توپ سمت آن جا پرتاب می‌کردند بعد از پیروزی انقلاب تا سال ۱۳۶۲ ده‌ها و صدها حادثه امنیتی داخل کشور اتفاق افتاد یکی از آن‌ها حزب جمهوری اسلامی بود که حتی از بس شهید دادیم  مجلس از اکثریت افتاد. بنی‌صدر که رئیس دولت بود فرار کرده بود، قوه قضائیه هم رئیسش را از دست داده بود. در سال ۱۳۶۰ ۳ قوه نظام از خاصیت افتاده بودند امام فرمود بروید چند نماینده مجلس که در بیمارستان هستند را به مجلس ببرید تا مجلس تشکیل شود و دنیا نگوید که جمهوری اسلامی سقوط کرد همین کار را هم کردند بعضی‌ها را با برانکارد به مجلس آوردند و مجلس تشکیل شد و دو سه ساعت بعد اعلام کردند مجلس شورای اسلامی یک مصوبه را گذراند .

جوان‌های ۱۷ و۱۸ ساله مثل شهید باقری شهید زین‌الدین همین برادرمان آقای قالیباف که در اطلاعات مشهد کار می‌کرد و همین بچه‌های ۱۷ و۱۸ ساله بزرگ‌ترین سازمان اطلاعاتی و امنیتی امروز را درست کردند که اشرار را با هواپیما به بندر اسلام می‌آورند و بعد از آن به تهران آورده و مجازات می‌کنند. امنیت برقرار شد. چیزی مانند معجزه بود. سومین حادثه دفاع مقدس بود که ۵ استان ما را مورد حمله قرار دادند و بسیاری از شهرهای ما اشغال شد. سال‌های اول هم هرچه زحمت می‌کشیدند یک شهری و یک تپه‌ای آزاد شود نمی‌شد، از سال دوم که مدیریت جهادی وارد جنگ شد تمام سرزمین‌ها ظرف ۱۰ و ۱۲ ماه آزاد شد و ما جنگ را داخل عراق کشاندیم. این مدیریت جهادی در دوران دفاع مقدس است  پس در ۳ حادثه پی در پی یک پدیده‌ای به نام مدیریت جهادی خودش را نشان داد. این مدیریت چیست؟ آیا ما در حال حاضر در کشورمان این نوع مدیریت وجود دارد؟ چرا مسئله اقتصاد حل نمی‌شود؟ چرا مسئله مواد مخدر حل نمی‌شود؟ چرا مسئله بیکاری حل نمی‌شود؟ چرا تحریم‌ها فرصتی برای شکوفایی اقتصاد ایران نمی‌شود؟  آیا این بیانگر آن نیست که در یک کشور مدیریت جهادی وجود ندارد؟ این همایش‌ها باید به یک نتیجه برای امروز کشور تبدیل شود و اقتصاد مقاومتی را بدون مدیریت جهادی نمی‌توان پیاده کرد. مدیریت جهادی در این ۳ حادثه ۴ دست آورد بزرگ داشت که اولین آن پیشرفت است، در انقلاب پیشرفت سیاسی بزرگی صورت گرفت. اگر کسی بگوید من مدیر جهادی هستم ولی نتیجه کار آن با دیگران فرق نکند این مدیر جهادی نیست. یکی از دست آوردهای مدیریت جهادی آبادانی دنیا است. مسئله دوم فرهنگ‌سازی است. مدیریت جهادی هر جا شکل بگیرد فرهنگ‌سازی گسترده و تعالی بخشی دارد. در دفاع مقدس، در امنیت و هم در انقلاب، یک فرهنگ‌سازی گسترده‌ای صورت گرفته است.

سوم کادر سازی است. مدیریت جهادی بیش از آن که سرزمین‌ها را فتح کند آدم می‌سازد. چهارمین دست آورد آن نهادسازی است بسیج، سپاه پاسداران و جهاد سازندگی  نهاد ساز است نهادهای استوار و درون جامعه می‌سازد. تنها دست آورد مدیریت جهادی پیشرفت نیست، بلکه فرهنگ، آدم و نهاد هم می‌سازد. چنین مدیریت جهادی در سه حادثه پی در پی یعنی انقلاب جنگ و امنیت جنگ بزرگ‌ترین میراث انقلاب است و مثل عصای حضرت موسی می‌ماند که اگر او را به هر مانع و مشکلی بزنید او باید آن را حل کند و جلو برود و این توانایی را دارد. امروزه ما با یک مرحله جدید روبه رو هستیم می‌توانیم اسم آن را دوران مقاومت بگذاریم یعنی از انقلاب وارد جهاد شدیم و از جهاد وارد عرصه مقاومت شدیم و امنیت و دفاع یک دورانی داشته که ادبیات آن جهادی بود و امروز ما وارد عرصه مقاومت شدیم آیا فضای کشور ما امروز جهادی است؟ رهبر انقلاب گفته است ما امروز با یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی مواجه هستیم آیا شما در جامعه چنین جنگی را حس می‌کنید؟  آیا شما خودتان را برای جنگ اقتصادی آماده کرده‌اید؟ در دوران جنگ این‌طور نبود، در دوران امنیت این‌طور نبود، در دوران انقلاب این‌طور نبود در آن دوران فضا جهادی بود حتی اگر تحریم هم نبودیم.

مگر فقر، بیکاری اعتیاد و خیلی از مسائل دیگر که یا در اقتصاد قبل از انقلاب یا در استعمار ۲۰۰و۳۰۰ساله ایران یا در کارشکنی‌های منطقه ریشه دارد، خود این‌ها یک نوع جنگ نیست؟ مگر امام نفرمود جنگ فقر و غنا؟ این فقری که الآن در جامعه ما هست این خودش یک نوع جنگ است. واقعاً با این وضعیت چرا فضای جهادی در کشور نیست؟ و آیا می‌شود در کشوری که فضای جهادی وجود ندارد کار جهادی کرد؟ چرا می‌شود مثل جزیره‌هایی کوچک همین که شما می‌روید اطراف تهران چند میلیون درخت می‌کارید یا می‌روید جاهای مختلف مثل سال‌های اول جنگ آقای مهدی باکری با ۳۰ و۴۰ نفرمی رفتند از برادرهای ارتش خمپاره می‌گرفتند و برادرهای ارتش می‌گفتند اگر بنی‌صدر بفهمد ما به شما مهمات دادیم خیلی به ما سخت می‌گیرد. در اوایل جنگ فضا جهادی نبود. از خارج کار می‌کنند و مدیریت جهادی را خدشه‌دار می‌کنند تا در آینده تداوم نداشته باشد. من باید بعضی از مسائل را باز کنم صبر و حوصله هم تا جایی خوب است. ما با اقتصاد مقاومتی روبه رو هستیم اقتصاد مقاومتی می‌تواند ایران را به قله‌های عالی برساند و از این تحریم‌ها می‌توان به عنوان فرصت طلایی برای خیزش ملت ایران در اقتصاد استفاده کرد بنابراین مهم‌ترین میراث انقلاب را با الگوسازی شروع کنیم. نیروهای انقلاب بیایند مثل همان اول جنگ مثل آقای باکری اگر فرماندار هستید فرمانداری را به کارگاه جهاد اقتصادی تبدیل کنید اگر استاندار هستید این کار را انجام دهید مطمئن باشید که کشور غیر از مدیریت جهادی در اقتصاد به جایی نمی‌رسد.

مدیریت جهادی دارای یک تئوری است مبانی، فلسفه و ویژگی‌هایی هم دارد.

اولین آن این است که در هر مدیریت و رهبری انگیزه است انگیزه مدیریت جهادی رضای الهی است. مدیر جهادی برای رضای خدا کار می‌کند. دومین مسئله مردمی سازی فعالیت‌هاست. مدیر جهادی مردم را کنار نمی‌گذارد تا یک سری تکنوکرات ها و آدم‌های خاصی بیاورند و مردم بنشینند و تماشاچی باشند؛ این اصلاً درست نیست. این را بدانیم که عناصر فعال، مردم هستند. ویژگی سوم ابتکار خلاقیت و نوآوری است. نباید دو روز مدیر جهادی مانند هم باشد من یک تحلیلی دیدم که مرکز مطالعات نیروی دریایی آمریکا چاپ کرده است و در ارتباط با نیروهای ایران است من می‌گویم دوستان ترجمه‌شده آن را در اختیار شما بدهند و ببینید آن‌ها چهار عملیات ایران را گرفتند و این چهار عملیات را تحلیل می‌کنند و برای شما بسیار مهم است. در مدیریت جهادی باید خلاقیت ابتکار و نوآوری باشد. اگر در خشکی ماندند، از دریا بروند، اگر آنجا گیر افتادند کوهستان بروند. مسئله بعد انعطاف‌پذیری است. یعنی ساختارهای دولتی و اداری و این تشکیلات معمولاً به زندان تبدیل شده است. نظامات اداری باید باشد اما بعضی اوقات جلوی انعطاف و استقلال را می‌گیرد. مسئله بعد توکل است و بعد از آن مسئله یکپارچگی است. ما یک اصطلاح داشتیم و می‌گفتیم مدیریت اقناعی یعنی همدیگر را قانع می‌کردیم. ما درجه نداشتیم من که فرمانده سپاه بودم لباسم با بچه‌های سپاه یکسان بود. بند و بساطی نداشتیم می‌نشستیم و بچه‌ها را قانع می‌کردیم؛ مثلاً در عملیات فاو وقتی می‌خواستیم شروع کنیم جز یکی دو نفر کسی موافق نبود اما آرام‌آرام بچه‌ها قانع شدند و اگر قانع نمی‌شدند خب عملیات نمی‌کردیم. در مدیریت جهادی مشارکت، همفکری، یاددادن و یادگرفتن وجود دارد؛ من یک چیزی می‌دانستم به فرمانده لشکر یاد می‌دادم، فرمانده لشکرم یک چیز می‌دانست به من یاد  . در آخر هم یکپارچگی یعنی در شب عملیات طوری می‌شد که تمام فرمانده‌های عمل‌کننده تمام فعالیتشان باهم هماهنگ بود. البته یکپارچگی عاطفی و یکپارچگی ایمانی و عملیاتی هم بود طوری که وقتی یکی از بچه‌ها شهید می‌شد تمام لشکر عزا می‌گرفت. خب آیا پشت سر این ویژگی‌ها تئوری وجود دارد یا اینکه ما این‌ها را لیست کردیم؟ چرا هم تئوری دارد و هم فلسفه ولی نمی‌خواهم وارد این بحث‌ها شوم. نتیجه‌گیری کنم؛ زیاد صحبت کردم مدیریت جهادی بزرگ‌ترین دست آورد این انقلاب است. با کمک مدیریت جهادی ملت ایران می‌تواند از تمام مشکلات و موانع عبور کند. حسن آن این است که تنها پیشرفت‌های مادی را رغم نمی زند مثلاً اقتصاد مثلاً فرهنگ بلکه فرهنگ‌سازی و کادر سازی هم می‌کند و بر ای آینده کشور نهادسازی می‌کند. خب چرا این مدیریت را رها کردیم؟ چرا نمی‌خواهیم مدیریت جهادی در کشور باشد؟ دو مخالفت جدی با این تفکر و مدیریت جهادی وجود دارد یکی از درون خودمان است و نمی‌خواهم اسم آن را حسادت بگذارم بلکه یک نوع رقابت مدیریتی بین حزب‌های سیاسی با این مدیریت‌ها وجود دارد. زمان جنگ هم بود و بعد از جنگ هم ادامه پیدا کرد این‌ها نوعی رقابت احساس می‌کنند؛ درحالی‌که مدیریت جهادی با هیچ کس دشمن نیست اصلاً مدیریت جهادی در سطح یک جناح در یک گروه خاص خودش را کوچک نمی‌کند، چون اساس آن یکپارچه‌سازی است. مدیریت جهادی با کسی دشمنی ندارد ولی با او دشمنی می‌شود یعنی وقتی یک گروه جهادی می‌خواهد برود و در یک روستا کار کند می‌بینید از سوی یک کسانی مورد هجوم قرار می‌گیرد که اصلاً آدم فکر آن را نمی‌کند. یکی هم دشمنان خارج از کشور هستند منظورم همه آن‌ها نیست بلکه نخبگان دشمنان ما. آن‌ها متوجه شدند که یک چیزی در ایران کشف‌شده که اگر راه بیفتد در تمام عرصه‌ها پیشرفت می‌کنند تمام منطقه را فتح می‌کنند و یک تمدن بزرگ در ایران شکل می‌گیرد و آن چیزی جز مدیریت جهادی نیست. انشا الله روزی که مدیریت جهادی فراگیر و گسترده در کشور راه افتد و موانع نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران را یکی پس از دیگری از جلو روی انقلاب بر می‌دارد. والسلام علیکم ورحمه الله

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *