توسعه مدیریت جهادی مبتنی بر سیاست‌گذاری آینده‌نگرانه

سیاست‌های کلان همواره تأثیر بالایی در تعیین مسیر یک جامعه در راه رسیدن به اهداف و آرمان‌هایش دارد. جهت و عمق این سیاست‌ها نشان‌دهنده میزان اراده یک جامعه در مسیر توسعه و پیشرفت دارد. حجم بالای خط‌مشی‌های وضع‌شده در حوزه تعالی جامعه ایرانی نیز مؤید این مطلب است. مدیریت جهادی به‌عنوان این سیاست‌ها، درصدد است تا با تغییر در روش‌ها و نگرش‌ها زمینه غلبه بر محدودیت‌های موجود در مسیر رشد کشور را فراهم آورد. یکی از مهم‌ترین کارکردهای این رویکرد، ایجاد همگرایی در میان همه نهادها، جریان‌ها و نهادهای جامعه می‌باشد. بررسی تاریخ معاصر ایران نشان‌دهنده این مطلب است که گروه‌های متعددی با رویکردهای سیاسی مختلف، در رویای توسعه این مرز و بوم بوده‌اند؛ اما بررسی آنچه در عرصه عمل اتفاق افتاده نشان می‌دهد که تعارض و تضاد میان گروه‌های مختلف فوق‌الذکر سبب شده علیرغم اراده نظام سیاسی و همراهی مردم و در اختیار داشتن منابع مالی فراوان، پیشرفت مطلوبی برای جامعه ایرانی- اسلامی فراهم نشود.

از منظر سیاست‌گذاری می‌توان یکی از اصلی‌ترین علت‌های تبیین فقدان همگرایی در میان این گروه‌ها و جریان‌ها را، نظام اولویت‌گذاری متفاوت هر یک از این گروه‌ها دانست. حال این سؤال پیش روی ما قرار دارد که چرا نظام اولویت‌گذاری مسائل به‌منظور قرار گرفتن در چرخه سیاست‌گذاری فارغ از یک منطق مشخص بوده و با تغییر سیاست‌گذاران، ارکان و محورهای توسعه در ایران با فراز و فرود همراه می‌شود. در این مقاله تلاش می‌شود از طریق تبیین افق سیاست‌گذار در جامعه ایرانی و چگونگی فهم آن از مسائل راهبردی جامعه به این سؤال پاسخ داده شود. بازخوانی سیاست‌های توسعه در کشور در چارچوب نگاه راهبردی و بلندمدت این امکان را فراهم می‌کند که به توان موضوعات بنیادی که می‌بایست مورد توجه نهادهای خط‌مشی گذار قرار گیرند را از سایر موضوعات فرعی و زودگذر تمیز داد و با تمرکز و استمرار بر آن‌ها ریل‌گذاری مناسبی برای آینده جامعه ایران اسلامی فراهم آید. سیاست‌گذاری آینده‌نگرانه مستلزم توسعه عمق راهبردی نهادهای خط‌مشی گذار کشور می‌باشد که این مهم تنها در سایه مدیریت جهادی امکان وقوع دارد و موجب خواهد شد نقاط اهرمی پیشرفت جامعه ایرانی اسلامی در متن برنامه‌ریزی‌های راهبردی قرار گیرند. استمرار این رویکرد موجب ائتلاف کلان اندیشه‌های مختلف توسعه در جامعه شده و تفاوت‌ها تنها در سطح روش‌ها و ابزارها محدود گردد.

واژگان کلیدی: الزامات مدیریت جهادی، افق سیاست‌گذاری، تعارض گروه‌های سیاست‌گذاری، آسیب‌های مدیریت جهادی

محسن میری[۱]

[۱] دانشجوی دوره دکتری تخصصی سیاست‌گذاری عمومی دانشگاه تربیت مدرس

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *