مطالعه انتقادی مدیریت دولتی در ایران از منظر مدیریت جهادی

نظام مردمسالاری دینی در ایران، نظام منحصر به فردی است که باید تئوری اصلاحات اداری بومی شده­ای را در تحول مدیریتی و سازمانی خود مورد استفاده قرار دهد. برنامه های تحول اداری در دولت های مختلف پس از انقلاب اسلامی هر کدام به دنبال اصلاحات نظام اداری مبتنی بر پارادایم مدیریت دولتی نوین بوده اند که بر مبانی اقتصادی و کارامدی بخش خصوصی در ساختار نظام اداری تمرکز داشت. در کشورهاى در حال توسعه فارغ از اثربخشى، مدیریت دولتى نوین مستلزم وجود پیش­نیازهایى چون یک بخش خصوصى واقعى و مردمى، وجود بازارهاى پولى و مالى شکل گرفته و وجود یک نظام حقوقى و قانونى شفاف مى‏باشد که اغلب این کشورها فاقد آنند و متاسفانه در این فضا خط مشى‏هاى کوچک‏سازى اندازه دولت، خصوصى‏سازى،  تمرکززدایى، بورکروکراسى زدایى، مشترى‏گرایى و… توسط مدیران دولتى کورکورانه و صرفاً به منظور هم‏اندیشى با پارادایم غالب، الگوگیرى شد. پى‏آمد طبیعى چنین اقدامى، تشدید فاصله طبقاتى، افزایش فساد اقتصادى و تضعیف پاسخگویى سیاسى است.

این مقاله با مدنظر قرار دادن مبانی پارادایمی مدیریت جهادی و با روش تحلیل گفتمان انتقادی به دنبال مطالعه انتقادی پارادایم مسلط مدیریت دولتی در ایران است. امید است بتوان در تبیین خصوصیات پارادایمی متعارض مدیریت دولتی با ساختار مردمسالاری دینی به بن مایه های مدیریت دولتی مبتنی بر مدیریت جهادی پرداخته شود.

 

کلیدواژه ها : مدیریت دولتی نوین، مدیریت جهادی، تحلیل گفتمان انتقادی

دکتر وحید خاشعی[۱]

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *