حجت‌الاسلام والمسلمین قاسمیان

سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین قاسمیان در نخستین گردهمایی سراسری مدیریت جهادی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

من نسل دوم انقلابم ما یک داداشی داشتیم، خیلی لات بود و رفت جبهه و بعد شهید شد خیلی هم تغییر کرد. وقتی که شهید شد همیشه این سؤال تو ذهنم بود که چه محیط تعالی‌بخشی بوده و کجا بوده و چه طور مدیریت می‌کردند و چه کسانی بودند که این آدم را به این آدم تبدیل کردند و این که ما با اردوهای جهادی آشنا شدیم. البته آن مواقع هنوز جنگ بود و ما از آنچه الآن هستیم بچه‌تر بودیم. داخل آن اردوها کسانی بودند که خیلی می‌گفتند جنگ شبیه این اردوهای جهادی هست که شما می‌روید و خودشان هم بچه‌های جنگ بودند و این را از همان فضاها اعلام می‌کردند که فضای جبهه همین طوری است و بعضی‌هایشان هم بعدها  شهید شدند و ما زیر تابوتشان بودیم. تقریباً من جواب  سؤالم را پیدا کردم که وجود محیط‌های تعالی‌بخش با نحوه مدیریت‌های خاص چطور است که آن‌قدر آدم‌ها را به کمال می‌رساند و کارها هم انجام می‌گیرد؛ همین فرمایشات دکتر منتظری که رئیس و مرئوس هم وجود ندارد با این که ریاستی و ساختاری هم است.

من دو سه نکته خدمتتان عرض کنم و خیلی مصدع اوقات شما نمی شوم. ببینید ما گاهی اوقات راجع به مدیریت جهادی حرف می‌زنیم از الگوهایی یاد می‌کنیم که آن‌ها قطعاً چه در زمان جبهه چه زمان پیغمبر و چه در مدیریت انقلاب، مدیریت جهادی و درس این مدیریتی‌ها را هم نخوانده‌اند. من فقط یک تذکری در ذهنم می‌آید و دوست دارم جریان علمی مدیریت جهادی که رو به جلو می رود، حداقل به این تذکرات اعتنا بشود حالا نمی‌گویم اکتفا بشود بلکه اعتنا بشود و آن این است که خود غرب -فرعون‌های عالم- برای این که فرعونیت خودشان را انجام بدهند، ده‌ها شاخه علمی مدیریتی ایجاد می‌کنند؛ در یک رشته روانشناسی ده‌ها نوع تخصص ایجاد می‌کنند به خاطر این که اتفاقاً مسئله را به تعبیر قرآن بخش بخش کنند إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِى ٱلأرْضِ وَ جَعَل َأَهْلَهَا شِیَعاً برای علم هم همین اتفاق می‌افتد؛ یک متخصص روانشناسی کودک بود به من می‌گفت من خودم نمی‌دانم که کودک چگونه تربیت می‌شود گفتم برای چه؟ گفت: آن‌قدر که علم پیشرفت کرده اشتباه نکنیم، فکر نکنیم اگر رشته‌های غربی و نظامات غربی، این را به ۶۰ رشته تبدیل کرده‌اند اگر ما بخواهیم به ۶۰۰رشته تبدیل می‌کنیم آن‌قدر قوی هستیم که این را بکنیم. در مدیریت جهادی، شخص باید به شدت پاک باشد. چیزی که در این الگو ارائه می‌دهیم این‌گونه نیست که بگویم شما یک چک لیستی دارید و اگر بر اساس این عمل کنید اسمش مدیریت جهادی می‌شود. قرآن می‌فرماید وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذی خَبُث َلایَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداً زمین پاک است که میوه‌های پاک  خودش را می‌دهد و زمین و زمینه خبیث چیزی بیرون نمی‌دهد إلا چیز بی‌ارزش. این‌گونه نیست که مدیریت جهادی مجموعه یک چک لیستی باشد که به دست آدم‌ها بدهند و بگویند اگر شما این را عمل کنید، مدیریت جهادی می‌شود.

مدیریت جهادی، مدیریت عاقلانه نیست بلکه بالاتر از عاقلانه است نه بی عقلی. مثال عرض می‌کنم همین الان به ارتش‌های کلاسیک حتی ارتش خودمان بگویید می‌خواهیم به لشکر تک بزنیم، شروع می‌کنند به دادن یک سری توضیحات، این توضیحات کاملاً عاقلانه است یعنی می‌گویند تک به یک لشکر آن‌قدر کنسرو می‌خواهد، آن‌قدر لشکر پشتیبانی می‌خواهد، این قدر تلفات می‌خواهد، آمار را جلوی فرمانده قرار می‌دهند می‌گویند به این حرف عاقلانه، هستی چه باید گفت؟ به امیر المومنین گفتند قرار است جنگ کنیم ولی تعدادمان خیلی کم است حضرت فرمودند ما اصلاً روی تعداد جنگ نمی‌کنیم بلکه بر روی وعده‌ها می‌جنگیم و با وعده‌های الهی جلو می‌رویم این مطلب چگونه به یک نظام و ساختار تبدیل بشود که با آن نظام عاقلانه شاید کربلا ۵ به وجود نمی‌آمد ونمی توانست به وجود بیاید اصلاً برای همین است که ما در مدیریت  جهادی غیرقابل تحلیل هستیم اتفاقاً یکی از برگه‌های برنده مدیریت جهادی این است که طرف مقابل و دشمن مقابل نتواند ما را تحلیل کند. مدیر جهادی کسی است که اقدام می‌کند و فکر می‌کند یک آیه از آیات قرآن است اولش که آدم می‌خواند یک مقدار تعجب می‌کند بعد می‌خندد و بعد کم‌کم خودش را جمع می‌کند. قُلْ إِنَّما أَعِظُکُم ْبِواحِدَه أَن ْتَقُومُوا لِلّهِ مَثْنى و َفُرادى ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّه إنْ هُوَ إِلاّ نَذِیرٌ لَکُمْ بَیْن َیَدَیْ عَذاب شَدِید یعنی به یک چیزی نصیحتتان می‌کنم آن هم با یک حرف که قیام برای خدا کنید و سپس فکر کنید چون کسی که برای خدا قیام ا نکند و فکر کند با ترس فکر می‌کند فرمودند مدیریت جهادی کسی است که با شجاعتی در فهم شما اشتباه نکنید ما به اشتباه فکر می‌کنیم که ما مغذمان فکر می‌کند و مغز است که تصمیمات می‌گیرد اصلاً این‌طور نیست در روایات و آیات فراوان این معنی را داریم که مغز صرفاً جز شرطه‌ها اند یعنی گرایشات انسان را تئوری سازی می‌کند. ببینید اگر من بخواهم کار شماره الف را انجام بدهم بخواهم این کار انجام بدهم یعنی که توانش را داشته باشم خب تمام دلایل را ردیف می‌کنم که این کار را انجام بدهم اگر کشش کار ب را داشته باشم همه ادله خودم را جفت‌وجور می‌کنم که این کار را انجام بدهم باید دید این قلب دست کیست قلب دست هر کسی قرار بگیرد گرایش‌هایش هم آن می‌شود. اگر همین آیات و روایات را جلوی یک انسان بزدل بگذارید در مسائل بین‌الملل یک طور عمل می‌کند و اگر جلوی یک انسان شجاع قرار بدهیم طوری دیگر عمل خواهد کرد.

این همان است که اگر قیام برای خدا نباشد آن تفکر بی‌فایده است من می‌خواستم نه وقتتان را بگیرم و هم می‌خواهم عرض بکنم که واقعاً نهایت آن نکته عمل و فکر کردن در بستر عمل است. خود دکتر منتظری فرمودند این جهاد دانشگاهی که فکر می‌کند بعد امداد الهی می‌بیند جنسش این‌گونه است. ما این‌گونه فهمیدیم و این‌گونه هم دیدیم. ما در سال ۷۰و۷۱ به یک بزرگ مردی برخوردیم، مرحوم حاج عبدالله والی-خدایش بیامرزد-  فاتح بشاگرد و آدمی عجیب بود. آقای والی درس مدیریت نخوانده بود ولی وقتی در کمیته امداد بشاگرد می‌خوابیدیم، در اتاق از شدت گریه‌های نماز شبش از خواب می‌پریدیم، آن نماز شبش بود. در همان بستر بشاگرد فکر می‌کرد، کارهایی می‌کرد، تلاش‌هایی می‌کرد و حتی به مغز او فکرهایی خطور می‌کرد که من شک ندارم برای خودش نبود این را در ذهنش گذاشته بودند. این نتیجه تجربیاتش نبود من نمی‌خواهم بگویم این تجربیات نباید مستند بشود بله حتماً باید مستند بشود و به نسل بعد منتقل بشود.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *