کتاب:بررسی جنبه های مختلف نظام سیاست گذاری و سبک مدیریتی در ژاپن (الزاماتی برای کاربست در مدیریت جهادی)

کشورهای شرق آسیا در سه دهه گذشته همواره مرکز فعالیت های تجارت و بازار بین الملل بوده و با بهره گیری مناسب از منابع طبیعی و انسانی و مزیت های نسبی و رقابتی موجود در کشورهای دیگر، موفقیت های اورانه و پیشرفت سریع و درخور توجهی در عرصه های مختلف اقتصادی، ّچشمگیری در توسعه صنعتی و فن اجتماعی و فرهنگی به دست آورده اند. در این میان، ژاپن و چین توانسته اند عرض اندام کرده و توجه پژوهشگران و صاحب نظران سیاسی و اقتصادی را به خود جلب کنند. امروزه ژاپن، ابرقدرت صنعتی جهان به شمار می رود. ژاپن، کشوری کوچک و دورافتاده است که در معرض توفان های سهمگین، آتش فشان های مخرب، کمبود منابع طبیعی و بسیاری مصائب دیگر قرار دارد. اما واقعیت این است که این کشور پس از ایالات متحدۀ امریکا دومین ابرقدرت اقتصادی جهان است و در طول یک قرن گذشته به یکی از شگفتی های توسعه اقتصادی در م)، هم زمان با سلسله صفویه در ایران، کشوری ۱۸۶۸ـ۱۶۰۲ سال (از ۲۶۶جهان بدل شده است. ژاپن در حدود منزوی بود و با وجود این انزوا، اقداماتی را برای دستیابی به فلسفه غرب از راه ترجمه کتاب های خارجی انجام داد. در آن سال ها، ژاپن به مسائلی همچون افزایش عوامل تولید، بالابردن راندمان نیروی کار، افزایش بهره وری زمین کشاورزی و آموزش نیروی انسانی توجه بسیار کرد و این شعار را مطرح کرد: «اگر می خواهید نیروی کار با بهره وری بالا داشته باشید، باید به آموزش روی آورید». ژاپنی ها با وجود دوربودن از اروپا، از تجربه ها و تحولات جهان غرب به خصوص کشور بریتانیا نهایت استفاده را کردند. از امتیازات مثبت متفکران ژاپنی در قرن هجدهم و نوزدهم این بود که آن ها از روند تحولات جهان به خوبی آگاه و معتقد بودند که ضعیف بودن و عدم توسعه اقتصادی زمینه را برای تسلط و نفوذ استعمار فراهم می کند. اوری، سرمایه و نیروی کار یا الگوگرفتن از ّ واقعیت این است که صرف انجام دادن کارهایی مانند انتقال فن
کشورهای توسعه یافته، بدون این که به تفکرات و فلسفه و جهان بینی الگوی روند توسعه اقتصادی جهان توجه شود، موجب توسعه اقتصادی نمی شود. ژاپن در پنج دهه گذشته، پیشرفت چشمگیری داشته است که البته دانش آموختگان و نیروی کار حرفه ای آن کشورـ در هر سطحی که بوده اندـ سهم بسزایی در آن داشته اند. ژاپنی ها از طریق غرب شناسی مؤثر و فعال خود، ضمن آشنایی با فلسفه و تفکرات اقتصادی مغرب زمین با مسئله استعمار و سلطه بر کشورهای دیگر آشنا شدند و ترجمه کردند. بنابراین، این کشور ۱۸۷۱ کتاب های فردریک لیت، اقتصاددان آلمانی، را در ًدر این زمینه مشخصا ساله را درنظر داشته است.۳۵ از معدود کشورهای جهان است که از قرن بیستم برنامه توسعه پرسش اصلی آن است که چه مؤلفه هایی در بطن فرهنگ، اجتماع، سیاست و اقتصاد و مدیریت ژاپن وجود دارد که باعث شده این کشور به سرعت به پیشرفت اقتصادی و اجتماعی دست یابد؟ فرضیه اصلی این است که الگوی خاص مدیریت ژاپنی که گاه منحصر به سیاست و فرهنگی ژاپنی و گاه مشترک در میان کشورهای روند توسعه ژاپن را سرعت ً پیشروی آسیای جنوب شرقی است، توانسته به مثابه موتور محرکه عمل کند و نهایتا دهد. براساس چنین فرضیه ای، پژوهش حاضر می کوشد مؤلفه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، مدیریتی، نهادی و اقتصادی پیشرفت و ترقی اقتصادی ژاپن را، که می توان آن را در چارچوب مدیریت جهادی گنجاند، بررسی کرد. براین اساس، قصد داریم با بهره گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و گردآوری اطلاعات، داده ها و منابع کتابخانه ای اعم از کتاب ها، مقالات، گزارش ها و اسناد اینترنتی، ویژگی ها، مؤلفه ها و دلالت های این مدیریت را در متن فرهنگ و اجتماع ژاپن جست وجو، و از سوی دیگر چگونگی نقش آفرینی مدیریت کارآمد و تلاش گر در پیشرفت و شکوفایی ملی ژاپن را واکاوی کنیم. پیش فرض حاکم بر این رویکرد آن است که ویژگی ها و خصیصه های سبک مدیریت موفق حاکم بر کشوری مانند ژاپن می تواند فرامرزی و بین المللی باشد و مدیران جمهوری اسلامی ایران به منزله تجربه ای موفق در زمینه بومی سازی از آن بهره برند. به عبارت دیگر، آشنایی با تجارب توسعه ای ژاپن در زمینه کاربست روش مدیریت کارآمد به منزله کشوری که تا حدودی قرابت های خواهد توانست افق های جدیدی را به روی مدیران ایرانی بگشاید. ًفرهنگی با ایران دارد، احتمالا نکته قابل ذکر آن است که هرچند هدف این نوشتار معرفی ژاپن به منزله الگوی قطعی جمهوری اسلامی ایران در زمینه مدیریت جهادی و تأثیر آن بر پیشرفت و توسعه نیست و در واقع نمی توان تجربه ژاپن را به طور انتزاعی و کلی و بدون درنظرگرفتن خصوصیات خاص فرهنگ و سیاست در ایران تجویز و توصیه کرد، می توان برخی ویژگی های عام و فرامرزی فرهنگی، سیاسی و مدیریتی را که موجب رشد سریع ژاپن شده است، استخراج کرده و به کار بست. براساس چنین معیاری، فصل اول کتاب حاضر به بررسی مفهوم مدیریت جهادی و امکان تطبیق آن
با سبک مدیریت در ژاپن می پردازد. فصل دوم به تحولات توسعه ای در ژاپن توجه کرده و به همین منظور الگوی مدیریت در طول تاریخ توسعه ژاپن را در نقاط عطف تاریخی این کشور بررسی می کند. فصل سوم، نظریه هایی که می تواند به منزله چارچوب تئوری در فهم نوع و مکانیسم توسعه و پیشرفت اقتصادی ژاپن در نظر گرفته شود، معرفی و تشریح می کند. فصل چهارم، به بررسی عامل مهم و پیش رانندۀ مدیریت بهره وری و تأثیر آن بر رشد شتابان ژاپن استوار می پردازد. در فصل پنجم برخی سبک ها و شیوه های خاص و متمایزکنندۀ مدیریت در ژاپن بررسی می شود. فصل ششم با توجه به اهمیت اقتصادهای دانش بنیان در تولید ثروت و قدرت اوری و نوآوری در ترقی ژاپن می پردازد. فصل هفتم، برخی ّاقتصادی امروزۀ جهان، به بررسی نقش علم، فن موفقیت های مدیریت ژاپنی را شرح می دهد. فصل هشتم نیز برخی شباهت های انتزاع پذیر در مدیریت ژاپنی را با مدیریت اسلامی ـ جهادی برجسته می سازد و درنهایت، در بخش جمع بندی مدیریت کارآمد ژاپنی، برخی درس های مدیریتی برداشت پذیر از سبک و سیاق مدیریت ژاپنی را به زبان ساده برای مدیران جمهوری اسلامی بازگو می کند.

kharidmoghadame

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *